فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٠ - باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
عنوانى واقعى ـ يعنى مقدار مشخصى از زمان(٢٩ يا ٣٠ روز) است، حدّ ترخص هم امرى تكوينى و عنوانى واقعى، يعنى مقدارى از مسافت(مثلاً سه كيلومتر) است. بله، ممكن است گفته شود كه مثلاً به مجموع اين سه كيلومتر حدّ ترخّص نمىگويند، بلكه به مبدأ آن گفته مىشود، ولى اين منافاتى با آنچه گفتيم ندارد، و همان طور كه شارع براى شروع ماه معيارى قرار داده است براى حدّ ترخّص نيز ملاكى بيان كرده است.
هفت)
حدّ ترخّص از امورى نيست كه به اختلاف افراد و اشخاص مختلف شود، بلكه يك امر عرفى است... و خود دورشدن بهترين قرينه است بر اين كه يك حدّ معين واقعى براى آن وجود دارد.(همين شماره، ص٢٠٤)
پاسخ:مگر قرار است «شهر» به اختلاف افراد و اشخاص مختلف شود؟! ماه هم در مقام ثبوت مانند حدّ ترخّص، حدّ معين واقعى دارد و به اختلاف اشخاص، مختلف نمىشود.
هشت)
اشكال چهارم: لازمه معتبر بودن چشم مسلّح آن است كه شارع مقدس بيش از هزار سال مردم را به اشتباه انداخته باشد... .
پاسخ: اوّلاً، اين اشكال در صورتى وارد است كه شارع مردم را از استفاده اين آلات منع كرده باشد، در حالى كه چنين منعى وجود نداشته است.
ثانياً، اين اشكال در صورتى وارد است كه رؤيت با چشم مسلّح تعيّن داشته و ملاك حقيقى باشد، در حالى كه قائلين به اعتبار، به نحو مانعة الخلوّ اين نظريه را دارند.(همين شماره، ص٢٠٥)
پاسخ:اوّلاً اين اشكال در صورتى وارد است كه اين ابزار در اختيار مردم نباشد ـ كه چنين است، يعنى بيش از هزار سال در اختيار مردم نبوده است ـ و شارع رؤيت با آن را ملاك شروع ماه بداند.
ثانياً، همان طور كه پيشتر گذشت، اشكال بر اعتبار چشم مسلّح بر هر دو فرض وارد است: هم اعتبار به نحو تعيّن، هم به نحو مانعة الخلوّ.