فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢١ - نقش زمان و مكان در استنباط آیت الله جعفر سبحانى
الف. طبق نقل بخارى، مردى از اهل يمن از پيامبر درخواست كرد كه خطبه او را بنويسد؛ و گفت يا رسول اللّه(ص) براى من بنويسيد! حضرت نيز به اصحابش فرمود: براى ابى فلان بنويسيد... تا آنجا كه راوى مىگويد: اين خطبه براى او نوشته شد. (١١١)علاوه بر اين، پيامبر(ص) در موارد زيادى به نوشتن احاديث خود امر كرده است كه اگر كسى منابع مربوط را بررسى كند آنها را خواهد يافت. (١١٢)
با توجه به اين موارد فراوان كه پيامبر(ص) طىّ آنها نوشتن و عمل كردن به حديثش را اجازه داده، شكى در جعلى بودن اين روايت باقى نخواهد ماند.
ب. با اين كه خداوند براى محافظت از وامى كه مردم به يكديگر مىدهند دستور داده تا آن را بنويسند، آيا صحيح است پيامبرش را از نوشتن حديثى كه در حجيّت، معادل قرآن است نهى كند؟!
ج. جالب اين كه اين استاد، دليل منع كتابت حديث را كه همان مخلوط نشدن قرآن با حديث باشد، قبول كرده و خطيب بغدادى (١١٣)در كتاب «تقييد العلم» (١١٤)آن را توجيه نموده است در حالى كه اين دليل، قابل پذيرش نيست. زيرا قرآن كريم از نظر اسلوب و بلاغت با حديث متفاوت است؛ پس واهمهاى از اختلاط قرآن با حديث هر چند در سطح بالايى از بلاغت باشد، وجود ندارد. بنابراين، قبول اين توجيه، مستلزم ابطال اعجاز قرآن و نابودى اصول آن است.
سخن آخر اين كه ممانعت از نوشتن حديث، مسألهاى سياسى بوده كه از طرف خلفا و با اهداف خاصى صورت گرفته است و خسارتى كه اسلام و مسلمانان به خاطر اين ممانعت متحمل شدند، جبرانناپذير است. ما در اين زمينه در كتابمان تحت عنوان
(١١١) صحيح بخارى، ج١، ص ٢٩، باب «كتابة العلم».
(١١٢) سنن ترمذى، ج٥، ص٣٩، باب «كتابة العلم»، حديث ٢٦٦٦؛ سنن دارمى، ج١، ص١٢٥، باب «من رخّص في كتابة العلم؛ سنن ابى داوود، ج٢، ص٣١٨، باب «كتابة العلم» ؛ مسند احمد، ج٢، ص٢١٥، و ج٣، ص١٦٢.
(١١٣) ابوبكر احمد بن على خطيب بغدادى،(٣٩٢ـ ٤٦٣ هـ) مؤلّف «تاريخ بغداد».
(١١٤) تقييد العلم، ص٥٧.