فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - نقش زمان و مكان در استنباط آیت الله جعفر سبحانى
زمانه» تعبير كرده و مثالهاى آن و نقد ما نسبت به آن مثالها بيان شد. ٢. عواملى كه ناشى از نظم شيوه و وسايل نوين زندگى است؛ مانند دستور العملهاى قانونى، مناسبات ادارى، سيستمهاى جديد اقتصادى و امثال اينها. عامل مذكور(از نظر اين نويسنده) مانند عامل اوّل باعث تغيير آن دسته از احكام فقهى اجتهادى است كه ثابت بوده و اينك با آن سازگارى ندارد. دليل تغيير اين نوع از احكام فقهى اين است كه آن احكام قبلى با پيدايش شرايط جديد، عبث و يا موجب ضرر خواهد بود، در حالى كه شريعت اسلام از اين گونه امور به دور است. امام شاطبى(متوفّاى ٧٩٠ هـ) هم در كتاب «الموافقات» گفته است: لا عبث في الشريعة يعنى در شريعت، عبث و بيهودگى وجود ندارد. وى سپس براى اين مورد مثال هايى بيان مىكند كه اينك به آنها اشاره مىكنيم:
١. از پيامبر(ص) نقل شده كه حضرت از نگاشتن احاديث خود نهى مىكرد و به اصحابش مىفرمود: «من كتب عنّي غير القرآن فليمحه». هركس از من چيزى را غير از قرآن بنويسد، بايستى نابود شود.
به همين جهت صحابه و تابعين تا آخر قرن اوّل هجرى همواره سنت نبوى را به طور شفاهى و از حفظ نقل مىكردند و آن را نمىنوشتند. ولى در آغاز قرن دوم هجرى علما به امر خليفه عادل، عمربن عبدالعزيز، به تدوين سنت نبوى روى آوردند. زيرا آنها مىترسيدند كه سنّت نبوى با مرگ حافظان آن از بين برود. آنها دريافتند كه سبب نهى پيامبر(ص) از نوشتن سنت او، ترس از مخلوط شدن با قرآن، بوده است؛ ولى چون نوشتن و حفظ قرآن همگانى و شايع شد، و ديگر ترسى از مخلوط شدن آن با احاديث نبوى وجود نداشت، دليلى براى تدوين نكردن آن باقى نماند بلكه در آن زمان، نوشتن روايات نبوى به دليل اينكه تنها راه براى حفظ و صيانت از قرآن بود، ضرورى شد. (١١٠)
اما به نظر ما اين سخن وى كه پيامبر(ص) از نوشتن احاديث خود نهى كرده است به چند دليل، صحيح نيست:
(١١٠) المدخل الفقهيّ العامّ، ج٢، ص٩٣٣، چاپ دهم.