فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - قاعدۀ يد محمد رحمانى
گوسفند را ذبح و آرد را نان كند مالك نمىشود، مىنويسد:
دليلنا... و روى قتادة عن الحسن عن سمرة عن النبي ـ عليه السلام ـ قال: على اليد ما أخذت حتى توءديه. (١٥)
در مورد اين كه اگر شخصى زمينى را غصب كند و در آن ساختمان بسازد يا تخته چوبى را در ساخت كشتى به كار گيرد بايد آن را ردكند، باز مىنويسد:
دليلنا... و روى سمرة إن النبي ـ عليه السلام ـ قال : على اليد ما أخذت حتى توءديه. (١٦)
٣. پس از اين خواهد آمد كه فقها در كتابهاى گوناگون در موارد مختلف به اين حديث استناد كرده اند. محقق ثانى درجامع المقاصد ـ با اين كه تنها تا كتاب نكاح ادامه پيدا كرده ـ در موارد زياد به اين حديث استناد كرده كه به بيست و هشت مورد آن آدرس داده شده .
٤. روايات زيادى افزون بر اين كه مضمون روايت را تأييد مىكنند برخى از آنها همين الفاظ در آنها به كار رفته كه از نظر سند نيز اعتبار دارند؛ از جمله روايات دسته ششم.
از مجموع آنچه گذشت ممكن است اطمينان به صدور روايت حاصل گردد و در نتيجه اطلاق لفظى اين روايت افزون برمحتواى آن حجت گردد.
مفهوم روايت
پس از بحث سندى روايت نوبت به بررسى مفهوم آن مىرسد. ممكن است با نگاه ابتدايى معناى آن روشن باشد؛ ليكن با اندكى دقت در كلمات روايت نادرستى اين باور روشن مىشود. از اين رو فقها درمفاد روايت اختلاف كرده اند. احتمالات قابل توجه در مفهوم روايت عبارتند از:
الف ـ اين روايت جمله خبريه است و متضمن حكم شرعى تكليفى و يا وضعى نيست؛ بلكه درمقام اخبار است.
ب ـ هرچند اين روايت به گونه خبريه است؛ ليكن بى گمان درمقام بيان حكم تكليفى صادر شده است. بنا بر صحت اين احتمال (كه حق همان است) برخى
(١٥) همان،ص٤٠٨،مسأله ٢٠.
(١٦) همان، ص٤٠٩،مسأله.