فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - قاعدۀ يد محمد رحمانى
هم نمىشود.
درمقام استدلال براين مطلب مىنويسد:
ويحتج على المخالف بقوله عليه السلام : على اليد ما أخذت حتى توءدي؛ (١١)
بررد قول مخالف استدلال مىشود به فرمايش حضرت رسول(ص): هرانسانى ضامن چيزى است كه گرفته است.
ابن زهره نيز با اين كه خبر واحد را حجت نمىداند در كتاب غصب، اين روايت را به صورت «رُوي» بيان نمىكند؛ بلكه با قطع، حديث را به رسول خدا(ص) نسبت مىدهد:
بقوله على اليد ما قبضت حتى يوءدي. (١٢)
فقهاى صدر اول از اختلاف تعابير هدف خاصى را دنبال كرده اند. بى گمان تعبير «قوله» با «روى» اختلاف زيادى دارد. به ويژه از ابن زهره كه خبر واحد را معتبر نمىداند و حاضر نيست آن را به معصوم(ع) نسبت دهد.
٢. برخى از محدثين صدر اول به اين روايت استناد كرده اند. از جمله سيد مرتضى مىنويسد:
وممايمكن أن يعارضوا به... ما يرونه عن النبي ـ صلى الله عليه و آله ـ من قوله: على اليد ما جنت حتى توءديه. (١٣)
شيخ طوسى در كتابهاى فقهى به اين روايت، فراوان استناد كرده است. از جمله دركتاب خلاف در بحث اين كه اگر شخصى مالى را غصب كرد و مالك آن را به عنوان رهن پيش غاصب بگذارد ضمان غاصب نسبت به مال منتفى نمىشود، مىنويسد:
دليلنا... و روي عن النبي صلى الله عليه و آله إنه قال :على اليد ما أخذت حتى توءديه أو حتى توءدي. (١٤)
همودر باره اين كه اگر غاصب مال غصبى را تغيير دهد؛ مثلا گندم را آرد؛
(١١) همان،ص٤٨١.
(١٢) ابن زهره، غنية النزوع،ص٥٩٩ در ضمن جوامع الفقهية.
(١٣) كتاب البيع،ج١،ص٢٤٨.
(١٤) شيخ طوسى،خلاف،ج٣،ص٢٢٨، مسأله١٧.