کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - پرسش و پاسخ
١. حكومت سالارى ٢. مردم سالارى ٣. شايسته سالارى (با مسامحه). هم چنين همان طور كه فرموديد، در حكومت اسلامى تنها مقام صالح براى قانون گذارى، ذات اقدس الهى است. اما مىدانيم كه خود خدا نمىآيد بر مردم حكومت كند بلكه پيامبر و امام مىفرستد. تا زمان معصوم با مشكلى مواجه نيستيم. اما از معصوم كه بگذريم، با توجه به باز بودن باب اجتهاد در شيعه و تعدد نظريات فقهاى بزرگوار، با تعدد نظريه ها و تعدد برداشت ها روبرو هستيم.
اكنون سؤال اول اين است كه كدام فهم بايد حكومت كند؟ و يا الآن كدام فهم حكومت مىكند؟ از سوى ديگر، اگر باب اجتهاد باز است، كه هست، و با توجه به اين كه قانون اساسى بر مبناى برداشت هاى فقهى خاصى تدوين شده است؛ در صورت اختلاف مبانى فقهى و برداشت هاى يك ولىّ فقيه با ولىّ فقيه قبلى، در مورد تغيير قانون اساسى چه بايد كرد؟ ثالثاً: به نظر مىرسد اسلام اصول و مبانى را بيان مىكند نه روش اجرا را. روش اجرا يك امر عقلانى است. بر اساس دريافت هاى عقلى مردم و نخبگان جامعه مىتوان روش هايى را كه بر اساس همان مبانى و اصول اسلامى استوار است، برگزيد. چرا ما اصرا كنيم كه روش اجرا هم، كه كاملا زمان بردار است، بايد از متون دينى استنباط شود، و آن گاه نتيجه اين بشود كه ناكارآمدى هايى را به دين نسبت بدهند؟
پاسخ: سؤال مفصلى است كه اگر بخواهيم از تمام جزئيات آن جمله به جمله بحث كنيم، طول مىكشد. ليكن روح اين سؤال دو مطلب است: يكى اين كه وقتى در رأس حكومت معصوم نباشد، خطا رخ خواهد داد. چه ضمانتى وجود دارد كه كسى كه معصوم نيست، وقتى در رأس حكومت قرار مىگيرد، خطا نكند؟
پاسخ اين است كه مگر نخبگان، كه بر اساس مبانى رايج در دنيا موظف