کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در نظام دموكراسى
واقعيت اين است كه در امريكا رابطه دولت با سرمايه داران، رابطه مزدورى و نوكرى است. از سرمايه داران پول مىگيرند تا در انتخابات پيروز شوند و بعد خواسته هاى آنها را تأمين كنند. اين خواسته ها هم در بخش قانون گذارى، در مجلس نمايندگان و مجلس سنا، و هم در بخش اجرايى به دست دولت مردان تأمين مىشود. آن جا كه نبض كارها به دست مجريان است، آنان بايد منافع سرمايه داران را تأمين كنند. هر روز در خبرها مىشنويم كه وزير دفاع آمريكا با هزار حيله و نيرنگ راه مىافتد و به اين كشور و آن كشور مىرود تا مقدارى اسلحه بفروشد و پول دربياورد. تا چه شود؟ تا زندگى صاحبان صنايع اسلحه سازى تأمين شود. اگر اين كار را نكند، فردا به حزبش رأى نمىدهند. رأى نمىدهند يعنى چه؟ يعنى پول به آنها نمىدهند تا تبليغات كنند. پيروزى در انتخابات در گروِ تبليغات است و تبليغات در گروِ پول است و پول در دست سرمايه داران است. سرمايه داران بايد پول بدهند تا احزاب براى پيروزى خود تبليغ كنند، و در نتيجه پيروزى، دولت تشكيل بدهند. هدف از تشكيل دولت با اين روش، تأمين منافع سرمايه داران است. در اين صورت ارتباط حكومت با يك قشر اقليت سرمايه دار برقرار مىگردد. پس رابطه آنها با توده مردم چگونه مىشود؟ رابطه يك روباه فريب كار براى فريب دادن طعمه هايش خواهد بود كه بايد انواع تبليغات فريبنده را انجام دهد تا به هر طريقى شده مردم را راضى و جامعه را كنترل كند. البته اين كار، احتياج به روان شناسى بسيار پيشرفته اى دارد؛ چه اين كه مردم، گروه هاى مختلفى هستند، اعم از گروه هاى مذهبى، اقليت هاى مذهبى، گروه هاى سنّى، جوان و پير، بازنشسته ها و زنان و مردان. اين كه چگونه مىتوان هر كدام از اين گروه ها و صنف ها را ارضا كرد تا تبليغات در آنها مؤثر افتد، يك روان شناسى مخصوص به خود دارد. در كشورهايى هم كه از آنها الگوبردارى مىكنند، همين