کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - رويكردهاى مختلف در بحث رابطه متقابل مردم و حكومت
مدينه تأسيس شد به عنوان سند و منبعى براى دريافت و شناخت ديدگاه اسلام در خصوص مسايل اجتماعى مورد بررسى قرار داد. در همين زمينه هم چنين مىتوان نظير اين نوع روابط را در ساير مقاطعى كه حكومت هايى به نام اسلام تشكيل شده بررسى كرد؛ به خصوص آنچه بيشتر براى ما قابل توجه است، بررسى رابطه حكومت در عصر انقلاب اسلامى است كه نمونه كامل آن رابطه امام رضوان الله عليه با مردم بود. شيوه اين بحث، بررسى نمونه هاى عينى و خارجى است. در اين روش، جامعه به منزله آزمايشگاهى است كه براى به دست آوردن يك نظريه و بررسى و ارزشيابى آن نظريه، قابل مطالعه است.
شيوه ديگر بحث، به صورت يك بحث تحليلى است كه با توجه به مبانى اسلام، رابطه حكومت با مردم چگونه بايد باشد. در اين روش با صرف نظر از اين كه در طول تاريخ جوامع اسلامى چه روابطى برقرار بوده، مقصود اين است كه كدام يك از آنها با موازين و مبانى انديشه اسلامى وفق مىداده و كدام وفق نمىداده است. متقابلا در يك بحث تطبيقى مىتوان نوع روابط حكومت ها با مردم را در مكاتب و جوامع ديگر و به خصوص در جوامع غربى و بالاخص در زمان حاضر مورد بررسى قرار داد. در اين شيوه نيز روابط مذكور را مىتوان هم به صورت عينى و خارجى مطالعه كرد (بحث توصيفى) و هم بر اساس مبانى فكرى كه در فلسفه سياست اتخاذ مىكنند (بحث تحليلى).
حقيقت اين است كه بسيارى از مطالب در مقام بحث، تئورى، سخن يا نوشتار بيان مىشود اما در عمل، صددرصد به اجرا درنمىآيد، بلكه گاهى فاصله بسيار زيادى (حتى گاهى تا حدّ ١٨٠ درجه) بين آنچه گفته مىشود و آنچه در عمل تحقق پيدا مىكند، مشاهده مىشود. در عالم اسلام نيز چنين مصاديقى وجود دارد. ما تئورى حكومت اسلامى داريم ولى در مقاطعى از تاريخ مسلمين، در بعضى از مناطق كشورهاى اسلامى كسانى به حكومت