کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - اختلاف اساسى اسلام و غرب در ملاك تعيين حقوق
جهان آخرت مفيد باشد؛ اما اين اعتقاد ربطى به روابط اجتماعى و سياسى انسان ندارد! تفكيك دين از دنيا و حصر قلمرو دين به ارتباط شخصى انسان با خدا و عدم دخالت دين در تنظيم روابط اجتماعى و سياسى، همان گرايش سكولاريستى است كه امروز در دنياى غرب حاكم است. متأسفانه روشن فكران جديد ما نيز مىخواهند ما را به سمت اين گرايش سوق داده و انقلاب ما را دگرگون و ما را از اسلام جدا كنند. اين موضوع، اختلافى اساسى بين ديدگاه اسلام و فرهنگ غربى است. باور ما اين است كه زندگى دنيوى ما ارتباط علّى و معلولى با آخرت دارد. به اعتقاد ما هر كار اختيارى كه در اين جا انجام بدهيم، گرچه در حدّ نفس كشيدن يا چشم به هم زدن و يا يك كلمه سخن گفتن باشد، مىتواند در حيات اخروى ما تأثير داشته باشد؛ زيرا هر يك از اين كارها، يا حلال است يا حرام، اگر حلال است مىتواند اثر مثبت داشته باشد و اگر حرام است اثر منفى دارد، حتى يك نگاه كردن.
چقدر تفاوت است بين اين نگرش و نگرش سكولاريستى كه اظهار مىدارد، اگر بر فرض آخرتى هم باشد، مسايل اقتصادى، حقوقى، سياسى، اجتماعى، هيچ يك اصلا ربطى به آن ندارد. آخرت فقط رابطه قلبى انسان، با خدا است. انسان معتقد به آخرت در معبد مىنشيند و مناسكى اعتبارى انجام مىدهد؛ همين و بس. اصلا جوهر دين همين است، بقيه مسايل يا از عرضيات دين است يا هيچ ربطى به آن ندارد. اين نوع نگاه به دين چقدر متفاوت است از آن دينى كه مىگويد چشم بر هم زدنت نيز در زندگى آخرت تو اثر دارد، تا چه رسد به روابط خانوادگى، ارتباط دو همسر، ارتباط پدر و مادر با فرزند و بالعكس، تا برسد به روابط اجتماعى و روابط بين دولت و مردم. ما معتقديم همه اينها در زندگى آخرت ما اثر دارد. البته اصل اين قضيه را همه ما، به حكم اين كه مسلمان هستيم، قبول داريم، ولى مقدار و كيفيت تأثيرش را نمىدانيم.