کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - ديدگاه اسلام در مورد ملاك تعيين حق
يا براى هر عاقلى توضيح بدهيم، بپذيرد. در اين گونه موارد كه مسايل حقوقى، ساده و ابتدايى است عقل ما قادر به كشف رابطه حق و تكليف است و با دليل عقلى مىتوانيم بر اثبات حق يا تكليفى استدلال كنيم. اما وقتى روابط پيچيده مىشود حقوق دان هاى خبره و با تجربه نيز متحير مىشوند. در برخى مسايل حقوقى مىبينيم كه سال ها و قرن هاى متمادى حقوقدانان درباره آن بحث كرده اند و با وجود اين نتوانسته اند به نتيجه قطعى برسند. به هر حال بعضى موارد يافت مىشود كه راه حل نهايى و پيدا كردن جواب روشنى براى مسأله به طورى كه براى همه قابل توضيح باشد، بسيار مشكل بلكه چيزى در حدّ محال است. در اين گونه موارد است كه ما به زبان فرهنگ اسلامى خود، مىگوييم عقل اين جا نمىفهمد. ولى اين بدان معنى نيست كه امكان فهمِ آن نيست، بلكه منظور اين است كه ما با عقل هاى عادى و متعارف خود و با اين معلومات معمولى كه در دسترس ما هست، به اين سادگى نمىتوانيم رابطه را كشف كنيم و فرمول دقيقى را مشخص كنيم كه درصد تأثير هر يك از اين عوامل را مشخص كند. در اين موارد به سبب پيچيدگى روابط و نيز كثرت عوامل و نامشخص بودن ضريب تأثير هر يك از آن عوامل،انسان ها با عقل متعارفشان، نمىتوانند قضاوت صحيح و مطمئن و واحدى داشته باشند. ما بر اساس فرهنگ اسلامى خود، معتقديم در چنين مواردى وحى بايد به بشر كمك كند. معناى استمداد از وحى اين نيست كه وحى چيزى خلاف عقل ما مىگويد، بلكه معناى استمداد از وحى اين است كه نقص شناخت عقلى ما را جبران مىكند. اگر ما بر همه چيز احاطه مىداشتيم و مىتوانستيم تمام عوامل را كشف كنيم و مقدار تأثير آنها را تعيين كنيم، در اين صورت خودمان مىفهميديم. لكن به دليل قصور معلومات متعارفى كه ما داريم، نمىتوانيم اين عوامل و نيز ميزان تأثيرگذارى هر يك را دقيقاً كشف نموده و فرمول دقيق آن را مشخص