کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - ديدگاه اسلام در مورد ملاك تعيين حق
بود؛ زيرا حقى براى هر يك از دو طرف ثابت مىشود و در كنار حقى كه هر طرف دارد تكليفى نيز براى او ثابت مىشود كه حق ديگرى را محترم بشمارد. اين فرمول ساده اى است كه مىتوان آن را اين گونه بيان كرد: كسى كه چيزى را توليد كرده، خودش حق مالكيت آن را دارد.
اما مسأله هميشه به اين سادگى نيست و در روابط پيچيده اجتماعى نمىتوان به راحتى قضاوت كرد. در همين مثال اگر عوامل ديگرى را اضافه كنيم، تعيين حقوق به سادگى قبل نخواهد بود. اگر درختى را در مجاورت خانه اى كاشتيم و اين درخت باعث شود كه به ساختمان همسايه لطمه بزند يا سايه بيندازد و جلوى آفتاب او را بگيرد يا شاخ و برگش به خانه همسايه رفته، فضاى او را اشغال كند، در اين مورد تا چه اندازه ما حق داريم از اين درخت استفاده كنيم؟ در اين جا رابطه جديدى مطرح مىشود كه تعيين حقوق را تحت تأثير قرار مىدهد. درست است كه ما نسبت به اين درخت زحمت كشيده ايم، اما با اين كار به كس ديگرى ضرر مىزنيم؛ زيرا بهره بردارى ما از اين درخت با اين وضعيت موجب ضررهايى به فرد ديگر مىشود و اينها را بايد در معادله دو طرف لحاظ كنند. تنها آن عنصر اول فرمول كه چون من زحمت كشيدم پس حق دارم استفاده كنم، كافى نيست؛ چون اين جا مسأله جديدى هم مطرح مىشود و آن، ارتباط پيچيده بين اين عناصر دخيل در حق است.
گاهى روابط اجتماعى آن قدر در هم تنيده مىشود و روابط متقابل به وجود مىآيد كه تنظيم اين روابط نياز به فرمولى پيچيده دارد و حل آن آسان نيست. در مواردى كه روابط ثابت و ساده است، ما با به كار گرفتن عقل خود و نيز استفاده از تجربه شخصى يا تجربه ديگران و يا احياناً استفاده از فرمول هاى علمى، به راحتى مىتوانيم به پاسخى برسيم كه در هر محفل علمى مطرح كنيم