کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - تأمين مصالح معنوى، اصلى  ترين وظيفه حكومت
مىآيد، و آن اين كه مردم بايد از دولت در جهت اطاعت خدا، احياى دين و شعاير دينى و در جهت مبارزه با مفاسد اخلاقى و دينى اطاعت كنند. هم دولت موظف است در جهت تأمين ارزش هاى دينى و مصالح معنوى تلاش كند و هم مردم موظفند از فرامين و قوانين دولت در اين جهت اطاعت كنند، تا اين هدف تحقق يابد. بهترين راه كارى كه دين مبين اسلام در اين جهت ارايه كرده است، تكليف عموم مردم در خصوص امر به معروف و نهى از منكر است. اگر بنا باشد، فقط دولت، مصالح معنوى مردم را تأمين كند اين امر مستلزم به كارگيرى نيروهاى بسيار زيادى است. در نظر بگيريد كه دولت، براى هر فردى بايد چقدر نيرو و امكانات را بسيج كند تا آن فرد مرتكب مفاسد نشود، معتاد نشود، خريد و فروش مواد مخدر نكند، ارتباط نامشروع با ديگرى برقرار نكند، به اموال و ناموس مردم تجاوز نكند، افكار و عقايد مردم را فاسد نكند و... . اگر خيلى خوش بين باشيم، بايد بگوييم براى انجام چنين وظيفه اى لااقل نصف جمعيت يك كشور به استخدام دولت درآيند! حال اين مسأله مطرح مىشود كه وقتى بنا شد مثلاً در يك كشور ٦٠ ميليونى، دولت ٣٠ ميليون كارمند داشته باشد، چه كسى مىتواند ضمانت كند كه اينها وظايفشان را درست انجام بدهند؟ پس يك دولت ديگرى در دولت، يك ضد اطلاعات ديگرى، يك دستگاه بازرسى فوق بازرسى بايد تشكيل شود كه اينها خيانت نكنند! اگر نيروى اندكى باشد، تا حدودى مىتوان اينها را كنترل كرد كه رشوه نگيرند، فساد اخلاقى نداشته باشند، خودشان فروشنده مواد مخدر نشوند، و يا خودشان قاچاق فروش نشوند و....، اما اگر بنا شد دولت نيروى عظيمى را براى جلوگيرى از گران فروشى، اعتياد يا قاچاق مواد مخدر، و يا براى جلوگيرى از فحشا و منكرات بسيج كند، چه وقت اين كار به سامان مىرسد؟!
به همين جهت اسلام مقرر مىدارد كه اين جا مردم بايد مشاركت داشته