کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٠
در هر حال آن مطالبى را كه در خلال بحث، درباره اين آيه اشاره كردم، بر اساس چنين تفسيرى بود، ولى تفسيرهاى ديگرى هم براى آيه وجود دارد كه اصلا نياز به اين توجيه ها ندارد؛ مثل اين كه برخى گفته اند اين عبارت فقط به عنوان يك ضرب المثل آورده شده و نظير آن آيه است كه مىفرمايد: كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَهَا. از اين آيه دوم نمىتوان نتيجه گرفت كه قرآن مىخواهد بر وجود خارجى آن پيره زن كه نخ مىريسيد و داستان او صحه بگذارد، بلكه فقط يك ضرب المثل است. در اين آيه هم كه مىفرمايد: كَالَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ، نمىتوان نتيجه گرفت كه قرآن مىخواهد بر اين مسأله كه علت جنون، تماس شيطان با انسان است صحه بگذارد. همان گونه كه از تعبير «جنون» و «مجنون» نمىتوان نتيجه گرفت كه شخص ديوانه در اثر تماس با جن و ديو ديوانه مىشود، بلكه اين لغتى است كه در عرب براى مفهوم «ديوانه» وضع شده و قرآن نيز كه به زبان عربى است از آن استفاده كرده است.