کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧
نيست و هم چنين ساير محرماتى كه انسان به واسطه اغواى شيطان به آنها دچار مىشود؟ به نظر مىرسد جناب عالى بر عكس كسانى كه مىخواهند قرآن را با اصول علمى تطبيق دهند، سعى داريد هيچ چيز محكمى را نپذيريد و عدم علم انسان را با تعبد جبران نماييد. چرا امكان ندارد شيطان با انسان تماس يابد؟ و با توجه به اين نقش شيطان در انحراف انسان، مسأله «تكليف» انسان چگونه توجيه مىشود؟
پاسخ: مسأله معراج كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فاصله بين كرات و كهكشان ها را در زمانى بسيار كوتاه طى كردند و مسايلى را مشاهده كردند و بازگشتند ـ و طبق بعضى روايات، زمان آن به حدى كوتاه بود كه كوزه آبى كه افتاده بود هنوز آبش تمام نشده بود ـ چنين چيزى چگونه با قوانين علمى تطبيق مىكند؛ سؤالى است كه بايد از دو جهت درباره آن بحث شود. يك جهت اين است كه اصل پيمودن چنين مسافت عظيمى ـ جداى از زمان آن ـ كه محاسبه آن در تصور ما نيز نمىگنجد؛ چگونه براى يك انسان ميسّر است؟ به خصوص اگر توجه كنيم در آن زمان هنوز فن آورى هاى پيش رفته اى مثل موشك فضاپيما و سفينه فضايى و كپسول اكسيژن و حل مشكل بىوزنى و ساير مسايل در اختيار انسان نبود. پاسخ اين مسأله نيز مربوط به آن بحث معروف است كه معجزه با عوامل طبيعى چه نسبتى دارد. از اين حيث، اين سؤال دقيقاً مثل اين است كه بپرسيم، عصاى حضرت موسى(عليه السلام)چگونه تبديل به اژدها شد و تمام آن چيزهايى را كه سحر ساحران بود، بلعيد و بعد هم دوباره حضرت موسى آن را گرفت و تبديل به همان چوب دستى شد؟ هر جوابى كه به بقيه معجزات و تطبيق آنها با عوامل طبيعى مىدهيم، اين جا نيز همان پاسخ خواهد بود. پاسخ كلى اجمالا اين است كه در موارد معجزه، يك سرى عوامل فوق طبيعى دخالت دارد كه ما آنها را نمىشناسيم و خداوند از آنها آگاهى دارد و آن عوامل