کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٦ - پاسخى اجمالى از اين دو شبهه
يا نادرستى آن معلوم گردد. هم چنين، اين سخن كه بايستى ببينيم قرآن پاسخ گو و متناسب با نيازهاى جامعه و بشر اين زمان هست يا خير؛ اگر پاسخ گو بود به آن عمل مىكنيم وگرنه معلوم مىشود كه تاريخ مصرف آن تمام شده و بايد آن را كنار بگذاريم!
اينها سخنانى است كه در اين چند سال اخير، برخى به اصطلاح روشن فكران دينى يا غيردينى مطرح مىكنند. تمامى اين گونه سخنان بر اساس همان تحليلى است كه وحى را «تجربه نبوى» و قرآن را «تفسير وحى» و سخن خود پيامبر مىداند و قايل است كه ادراكات پيامبر نيز مثل همه ادراك هاى بشرى ديگر خطابردار است.
پاسخى اجمالى از اين دو شبهه
همان گونه كه قبلا اشاره كرديم، اينها سخنانى سست و بى پايه است. توضيح داديم كه وحى از آن هنگام كه از مبدأ وحى الهى صادر مىشود تا آن هنگام كه بر قلب مبارك پيامبر(صلى الله عليه وآله) نازل مىگردد و آن حضرت آن را براى مردم بازگو مىكنند، در تمامى اين مراحل كاملا محافظت مىشود و هيچ شك و شبهه اى در آن وجود ندارد و هيچ عاملى نمىتواند در اين مسير خللى در آن ايجاد كند. پيامبر چگونه مىتواند همه قرآن را از پيش خود ببافد و به قول اين آقايان، از پيش خود تفسير كند، در حالى كه قرآن مىفرمايد حتى اگر يك حرف و يك كلمه و آيه هم بر خدا ببندد رگ گردن او را قطع مىكنيم و هيچ كس نمىتواند مانع ما از اين كار شود:
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُول كَرِيم. وَ مَا هُوَ بَقَوْلِ شَاعِر قَليِلا مَا تُؤْمِنُونَ. وَ لاَقَوْلِ كَاهِن قَليِلا مَا تَذَكَّرُونَ. تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَلَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الاَْقَاوِيلِ لاََخَذْنَا مِنْهُ بِالَْيمِينِ.