کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - « تجربه نبوى» و « تفسير هرمنوتيكى» شبهاتى براى تضعيف ايمان
«تجربه نبوى» و «تفسير هرمنوتيكى» شبهاتى براى تضعيف ايمان
بحث از اين جا آغاز مىشود كه مىگويند: پيامبر هر كس كه باشد به هر حال يك «بشر» است، و ادركات و شناخت هاى بشر هم خطاپذير است، پس ادركات پيامبر نيز خطاپذير است و بنابراين اعتمادى به آنها نيست.
در مقابل، گفته مىشود كه ادراكات و معرفت هاى پيامبر (لااقل در حوزه مسايل مربوط به دين) از راه وحى تلقى مىشود و وحى چون از جانب خداى متعال نازل مىگردد و خدا علم مطلق است و جهل در ذات او راه ندارد، از اين روى عارى از خطا و قابل اعتماد است.
منكران قابل اعتماد بودن ادراكات پيامبر، در پاسخ، مسأله «تجربه نبوى» را مطرح مىكنند. توضيح سخن آنان اين است كه: وحى از سنخ علم حضورى است و حالتى بسيط و روحى است كه در نفس پيامبر حاصل مىشود. اين همان چيزى است كه از آن با نام «تجربه نبوى» ياد مىشود. در علم حضورى، لفظ و مفهوم وجود ندارد، بلكه خود شىء معلوم (و نه مفهوم آن) در نزد شخص عالم حاضر مىشود. پس در وحى هم كه از سنخ علم حضورى است لفظ و مفهوم وجود ندارد. آن ادراكى كه به نام «وحى» براى پيامبر حاصل شده و خودش لفظ و مفهوم ندارد، براى آن كه براى ديگران بازگو شود، بايد در قالب الفاظ و مفاهيم و كلمات درآيد. اين جا است كه بحث «تفسير وحى» مطرح مىشود. آنچه پيامبر به عنوان وحى آن را درك مىكند يك علم حضورى و «تجربه» درونى كاملا شخصى و فردى است كه ديگران هيچ راهى به آن ندارند. پيامبر براى آن كه ما بفهميم در نفس آن حضرت چه گذشته و چه ادراكى براى او حاصل شده، لب به سخن مىگشايد تا علم حضورى غير قابل انتقال را به شكل علم حصولى قابل انتقال (مفاهيم و الفاظ) درآورد. اين «تفسير» ديگر از جانب خدا نيست، كار خود پيامبر است. آنچه از جانب خدا