کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٤ - ايمان، گوهر دعوت انبيا
بود به نام «توحيد» و اتفاقاً نويسنده اش هم يك به اصطلاح عمامه به سر و روحانى نماى طرفدار فداييان خلق بود. او در آن كتاب مدعى شده بود كه منظور از «الله» و «ايمان بالله» يك امر خارجى و ايمان به واقعيتى خارجى نيست؛ بكله منظور از آن «ايده آل اخلاقى» است. «الله» يعنى ايده آل اخلاقى، يعنى «خوبىِ» ايده آلى را در ذهن تصور كنيم كه مجمع همه خوبى ها است، اين موجود فرضى و تصورى، نامش «الله» است. معناى «لا اله الا الله» نيز چيزى جز اين نيست. لا اله الا الله يعنى نفى هر آنچه كه غير از ايده آل اخلاقى است. «ايمان بالله» هم يعنى ايمان به خوبى ها. البته مطالب ديگرى نيز از همين مقوله در آن كتاب يافت مىشود. هم چنين كتاب هاى مشابهى از نويسندگان ديگر نيز در آن زمان وجود داشت و حتى كتاب هايى كه به عنوان «تفسير قرآن» نوشته مىشد، مملوّ از مطالب اين چنينى بود. متأسفانه آن روزها، اين حرف ها به جهت نو بودن و رواج گرايش هاى ماركسيستى، در ميان بسيارى از جوانان پاك دل ما خريدار پيدا كرده بود و موجب انحراف فكرى آنان گرديده بود.
خوشبختانه پس از پيروزى انقلاب و مخصوصاً با تلاش ها و روشن گرى هاى مرحوم شهيد مطهرى كه جانش را نيز بر سر اين راه گذاشت، كم كم اين انحرافات از سطح افكار عمومى جامعه به كنار زده شد. به ويژه با بيانات مرحوم امام(قدس سره) كه سخنش براى مردم حجت بود، جوانان ما ديگر فريب اين گونه افكار انحرافى را نمىخوردند و از آنها فاصله گرفتند. اما متأسفانه اخيراً شاهديم كه همان آهنگ هاى فكرى از نو ساز شده اند و در گوشه و كنار، به خصوص در دانشگاه ها و مراكز علمى همان نغمه ها و احياناً با رنگ و لعاب جديد شنيده مىشود. مجدداً به اصطلاح، قرائت ها و تفسيرهاى جديد از دين و قرآن پيدا شده و مفاهيم نوى در اين زمينه مطرح مىشود و بيم آن مىرود كه باز همان گرايش هاى الحادى به شكلى جديد رواج يابد.