کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - تأمين مصالح معنوى، وظيفه حكومت و حق مردم در حكومت اسلامى
بر اين اساس، حاكميت ولىّ فقيه در جامعه اسلامى بدان دليل است كه او شايسته ترين كسى است كه مىتواند قانون خدا را در جامعه اجرا كند. بر اساس شرايطى كه براى ولىّ فقيه منظور شده است، او است كه شناخت بيشتر و بهترى نسبت به قانون الهى دارد. علاوه بر آن بايد بيشترين مراتب تقوا و شايستگى اخلاقى و بيشترين مراتب مديريت و صلاحيت اداره جامعه را داشته باشد. برآيند مجموع اين سه صلاحيت است كه ولىّ فقيه را مشخص مىكند. شخصى كه علمش به قانون اسلام، تقوايش در عمل به اسلام و اجراى قوانين الهى و نيز توان مديريت او نسبت به امور جامعه بيش از ديگران است، در جامعه اسلامى ولايت و حق حاكميت دارد. لحاظ نمودن اين سه عامل است كه مشخص مىكند چه كسى بايد متصدى امر حكومت و اداره جامعه باشد و از طرف خدا مأذون است كه قوانين الهى را در جامعه اجرا كند.
بنابراين در حكومت اسلامى و در نظريه ولايت فقيه، ارتباط مردم با حكومت، حداكثر، مثل ارتباط افراد اعضاى يك اداره يا يك گروه آموزشى با مدير آن اداره يا گروه آموزشى است. تصدى ولىّ فقيه براى اداره حكومت فقط از آن جهت است كه صلاحيت او در فهم و شناخت قوانين الهى و چگونگى اجراى آن، بهتر از ديگران است. نه او از جانب خودش مقرراتى وضع مىكند و نه آن كه مردم مقررات را وضع كنند، بلكه قوانين و مقررات را مرجع صلاحيت دار ديگرى (خداى متعال) وضع نموده و براى اجرا به حاكم و مردم ابلاغ نموده است.
تأمين مصالح معنوى، وظيفه حكومت و حق مردم در حكومت اسلامى
در روابط بين حاكم اسلامى و مردم، روح اين روابط به اجراى احكام اسلامى باز مىگردد، كه اين امر خود مصالح مادى و معنوى جامعه را تضمين مىكند.