کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - مرورى بر بحث جلسه پيشين
رابطه متقابل مردم و حكومت (٦)
مرورى بر بحث جلسه پيشين
موضوع بحث اين چند جلسه، رابطه حكومت و مردم در نظام اسلامى بود. بحث به اين جا رسيد كه گفتيم كليه نظام هاى بشرى را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد: ١. حكومت سالار ٢. مردم سالار.
آن دسته نظام هايى كه حكومت را سرور و سالار مردم مىدانند، معتقدند كه حكومت حق دارد بر مردم فرمانروايى كند و مردم موظفند دستورات حكومت را بدون چون و چرا بپذيرند. در استدلال بر اين نظريه برخى چنين استدلال مىكنند كه چون طبيعت بشرى يك طبيعت گرگ صفت است (همان جمله معروف هابز كه :انسان، گرگ انسان است) بايد يك دست قوى و نيرومند وجود داشته باشد كه جلوى طغيان و به جان هم افتادن اين گرگ ها را بگيرد. استدلال برخى ديگر اين است كه نظم و امنيت جامعه بدون چنين قدرتى برقرار نمىشود؛ پس بايد حكومت با قوه قهريه يا شيوه هاى ديگرى، نظم را بر مردم تحميل كند، مردم نيز بايد مطيع چنين قدرتى باشد. هم چنين استدلال هاى ديگرى نيز براى اثبات اين نظريه ارايه شده است.
عده اى ديگر (كه نظريه شايع كنونى نيز همين است) در مقابل نظر گروه نخست، معتقدند كه مردم سالارند و حكومت خدمت گزار است. به اعتقاد اينان حكومت بايد كاملا در اختيار مردم باشد و هر چه مردم دستور دادند دولت بايد عمل كند؛ هر قانونى را پسنديدند حكومت بايد اجرا كند، و هر