کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - رابطه مردم و حكومت فرمانبرى و فرمانروايى، يا ؟
رابطه متقابل مردم و حكومت (٥)
رابطه مردم و حكومت: فرمانبرى و فرمانروايى، يا ...؟
موضوع بحث ما درباره «رابطه مردم و حكومت در اسلام» است. در اين جلسه، مسأله را از زاويه اى ديگر مورد بررسى قرار مىدهيم و سپس بقيه وقت را صرف پاسخ دادن به پرسش ها مىكنيم.
اصولا رابطه بين مردم و حكومت، به چند صورت تصور مىشود. البته اين چند صورت، صرفاً يك تصور ذهنى نيست بلكه چيزى است كه در واقعيت تاريخى وجود داشته و كمابيش هم وجود دارد. يك نوع رابطه اين است كه حكومت فرمانروا باشد و مردم فرمانبردار. در طول تاريخ، اغلب حكومت هايى كه ما سراغ داريم، به زور تسلط پيدا كرده و خودشان را بر مردم تحميل كرده اند. توقع آنها از مردم اين بود كه بى چون و چرا از آنها اطاعت كنند. اگر هم در موردى بر خلاف اين توقع عمل مىكردند، در واقع به اين دليل بوده كه دل مردم را به دست بياورند و وضع كشورشان را آرام كنند تا بتوانند راحت حكومت كنند، وگرنه توقع آنها اين بوده است كه آنها دستور بدهند و مردم هم عمل كنند و رابطه آنها رابطه فرمانروا و فرمانبردار باشد. تعبير فرمانروا كه در ادبيات فارسى ما درباره حكومت به كار مىرود، بى مناسبت با اين تفكر نيست. البته من موفق نشدم كه آمار بگيرم و حكومت هاى مختلف در نقاط مختلف جهان را بررسى كنم و ببينم چند درصد از آنها اين گونه بوده اند. در هر حال آنچه در تاريخ سراغ دارم، اكثر قريب به اتفاق حكومت ها اين چنين بوده اند.