ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨ - اعتقاد راسخ علاّمۀ طهرانِی (قدّس سرّه) بر وجوب تشکِیل حکومت اسلام بر جمِیع مسلمانان
مراتب علمِی و فقهِی باشدـ جاِیز نِیست؛ مگر براِی کسِی که قلب او به عالم جبروت متّصل شده[١] و از ساکنِین أعلِی مراتب عالم لاهوت گشته و نفس او تبدّل ِیافته، و قلب او از اهواء ردِیئه و پست و اوهام و تخِیّلات بشرِیّه و امِیال نفسانِیّه خارج و به آِیِینهاِی براِی اراده و مشِیّت خداوند متحوّل شده، و تجلِّیگاه جلوات و محلّ ظهور اسما و صفات و افعال او گردِیده و مصداق اِین کلام حضرت حق شده باشد:
عبدى أطِعنى حتِّی أجعلَک مِثلى ـ أو مَثَلى ـ أقولُ للشّىء کُن فِیَکون، و تَقولُ للشّىء کُن فِیَکون.[٢]
«اى بندۀ من! از من اطاعت کن تا من تو را مِثْل خود قرار دهم ـو ِیا شبِیه و نظِیر خود قرار دهمـ من به چِیزى مِیگوِیم: ”بشو!“ مىشود، تو به چِیزى مِیگوِیى: ”بشو!“ مىشود.»
ِیا اِین کلام که فرمود:
لا ِیَزالُ عبدى ِیَتقرّبُ إلىَّ بالنَّوافل حتِّی أُحبَّه فأکونَ أنا سمعَه الّذى ِیَسمَع به، و بَصرَه الّذى ِیَبصُرُ به و لسانه الذِی ِینطق به و قلبه الذِی ِیعقل به فإذا دعانِی أجبته و إذا سألنِی أعطِیته و إذا استنصرنِی نصرته... .[٣]
«پِیوسته بندۀ مطِیع من به سبب بجا آوردن کارهاى مورد رضا و پسند من که او را جبراً تکلِیف ننمودهام و خود به شوق و رغبت انجام مِیدهد، به من تقرّب مىجوِید و نزدِیک مىشود؛ تا به سرحدّى مِیرسد که من دوستدار او خواهم شد و چون او را محبوب خود قرار دادم، من گوش او
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر رجوع شود به ولاِیت فقِیه، ج ٢، ص ١٠٣ ـ ١٠٩؛ ص ١٣٩ ـ ١٤٩؛ ص ٢٤٥ ـ ٢٤٨؛ ج ٣، ص ٦٤ ـ ٦٧؛ نور ملکوت قران، ج ٢، ص ٣٢١ ـ ٣٢٥؛ ج ٤، ص ٥٤؛ امامشناسِی، ج ٢، ص ١٣٥؛ اسرار ملکوت، ج ٣، ص ٨٦.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١٠٢، ص ١٦٥حاشِیه. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون اِین حدِیث شرِیف رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٦٥.
[٣]. المعجم الکبِیر، ج ٨، ص ٢٠٦؛ کنز العمّال، ج ١، ص ٢٢٩.