ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٩
[٤] [فصل فى معرفة العلم][١]
به اوّل كتاب ياد كرده بودم كه علم حال دانستن فريضه[٢] است و علم حال بر دو نوع است: يكى ظاهر و يكى باطن. آنكه ظاهر است آن است كه چون نماز گزاردن نمىدانى،[٣] بياموزى كه چگونه مىبايد گزاردن[٤] و اگر خريد و فروخت[٥] كردن[٦] نمىدانى، بياموزى. و آموختن يكى از روى شريعت است و يكى از روى معاملت كه بدانى كه بيع[٧] چگونه بايد كردن تا روا آيد[٨] كه بىرحمتى و بىنصيحتى اندر نيايد.
چه پدرم خواجه امام[٩] ابو بكر القلانسى- رحمة اللّه عليه-[١٠] [b ٢٠] چنين گفتى[١١] كه خواجه حكيم را[١٢] پرسيدند كه حلال پاك كدام است؟ گفت: آنكه شريعت نگويد كه نشايد و حقيقت نگويد كه نبايد، چنانكه كالايى كه قيمت وى ده درم بود به يازده درم بفروشى، شريعت نگويد كه نشايد، چه بيع درست بود و ليكن[١٣] حقيقت گويد كه نبايد، چه دو خصلت در وى به حاصل آيد، يكى بىرحمتى و ديگر بىنصيحتى. و رسول- ٧-[١٤] چنين[١٥] گفته است:[١٦]- «من لايرحم لايرحم». خطر بود كه به شومى
[١] -[] ازP افزوده شد.
[٢] - فرض.
[٣] - نماز خواهى كردن اگر نمىدانى.
[٤] - كردن.
[٥] -+ خواهى.
[٦] -+ اگر.
[٧] -+ و شرى.
[٨] -+ و يكى از روى معامله كه بيع كنى چنان.
[٩] -« امام» ندارد.
[١٠] - رحمة اللّه تعالى.
[١١] - گفت.
[١٢] -+ رحمة اللّه تعالى.
[١٣] -T :+« به».
[١٤] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٥] -« چنين» ندارد.
[١٦] (*) عبارت مابين علامت دو ستاره*--*« من لايرحم ... گفت» ندارد.