جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣٨٥ - كتاب الجهاد
جواب:
بدان كه منافع اراضى خراجيه، يعنى زمينهايى كه پيغمبر يا امام يا قايم مقام ايشان به زور و قوه گرفته باشند از كفار، و هم چنين زمينهايى كه كفار به عنوان صلح وا گذاشتهاند به مسلمين مال عامۀ مسلمين است، مثل مجاهدين و قاضيان بحق و پل و رباط و طلبۀ علوم و ائمه جماعت و مؤذنين و امثال آنها و ولايت و مباشرت و تصرف در آن به تقدير و تدبير امام عادل، موكول است كه بگيرد و به مصارف آنها برساند. و معروف از مذهب اصحاب ما اين است كه در حال تسلط سلطان جائر از مخالفين مذهب نيز حكم آن، حكم امام عادل است، يعنى آن چه را بگيرد به اسم مقاسمه و خراج، هر گاه بگيرند و بدهند به اهل آن حلال است و مراد از مقاسمه حصۀ معينهاى است از حاصل اراضى خراجيه و مراد از خراج، آن است كه قرار داد مىكنند از مال بر زمين و اشجار و گاهى خراج بر هر دو اطلاق مىشود و اخبارى كه دلالت دارد بر اين، بسيار است.
بعضى از آنها دلالت دارد بر اين كه معامله مىشود با ايشان [١] معامله امام عادل. و بعضى دلالت مىكند بر حليت اخذ خراج. و بعضى دلالت دارد بر اين كه جايز است خريدن آن چه آنها مىگيرند. و از بعضى آنها مستفاد مىشود كه جايز است اخذ، هر چند گيرنده از مصالح عامۀ مسلمين نباشد، و ظاهر اطلاق كلام جمعى از اصحاب هم اين است و هر چند بعضى در اين توقف كردهاند. و احوط بلكه اظهر اين است. و جمعى تصريح كردهاند به اين كه رضاى مالك شرط نيست در جواز اخذ و تظلم مالك هم ضرر ندارد، مگر اين كه علم به هم رسد كه بر او ظلم شده زياده از معتاد گرفتهاند نسبت به آن زمان. و گفتهاند كه شرط نيست در حليت آن، اخذ سلطان جائر، بلكه كافى است حواله كردن او يا بيع كردن او در حالى كه در دست مالك است، يا در ذمۀ او، در جايى كه بيع در ذمۀ جاير باشد.
و زياد كردهاند بعضى بر اين، گفتهاند كه جايز نيست كه مالك بدزدد، يا انكار
[١]: يعنى مردم با سلاطين جائر در مورد خراج همان رفتار را مىكنند كه با امام عادل مىكنند مثلا هدايا و بخشش آنها را مىتوان گرفت و با آنها مىتوان خريد و فروش كرد.