جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٨ - كتاب الطهارة
اجزاى گل نجس رسيده و عين نجاست زايل شده پاك مىشود و الا فلا، بلى ممكن است حكم به طهارت روى گل كه آب به آن رسيده، هر گاه آن گل مايع نباشد.
٥٥- سؤال:
هر گاه كفش و پوستين در مساجد مسلمين كه اكثر اوقات به عزم مهمانى و غير آن در آنجا جمع مىشوند عوض شود و صاحبش را نشناسيم پاك است يا نه؟
جواب:
بلى ظاهر، طهارت است.
٥٦- سؤال:
جرمى كه در زير ناخنها مىماند و نجس مىشود به جارى كردن آب بر آن يا فرو بردن آن به آب كر يا جارى با ابقاى آن پاك است يا نه؟
جواب:
بلى به هر قدرى كه نجاست رسيده، آب كه رسيد پاك مىشود و ازالۀ آن بالمره شرط تطهير نيست.
٥٧- سؤال:
حديث «الارض يطهر بعضه بعضا [١]» مضمونش را بيان فرمايند.
جواب:
يعنى زمين پاك مىكند بعض آن كه بر روى زمين است بعض ديگر آه را كه به ته كفش و قدم چسبيده است و نجس شده به سبب رطوبت نجاست. و تفسير آخوند ملا محسن بسيار دور است و در انظار فقها مهجور است.
٥٨- سؤال:
در زمستان در زمين رطب، هر گاه شخصى عبور (به زمين پاك و نجس هر دو، يا نجس تنها) نمايد و از كفش يا چارق ترشح يا رطوبت به پا برسد حكم به نجاست مىتوان كرد يا نه؟
جواب:
هر گاه رطوبت از زمين نجس است البته نجس است و اما هر گاه در نهر و زمين راه رفته و محتمل باشد كه زير كفش قبل از نجس شدن رطوبت داشته باشد يا بعد از نجس شدن و پاك شدن به راه رفتن، رطوبت داده باشد به پا، پاك است و تا يقين نشود به اين كه رطوبت نجس است كه به پا رسيده حكم به نجاست پا نمىتوان كرد و اين مبتنى بر اين است كه زمين رطوبت دار، حتى زمين گل شده را هم مطهر دانيم و آن دور نيست و الا حرج عظيم لازم مىآيد.
٥٩- سؤال:
شخصى در پشت اتاق او، خلا واقع شده باشد و رطوبت آن به ديوار و
[١]: وسائل: ج ٢ ص ١٠٤٧ باب طهارة باطن القدم. ح ٣ و ٤ و ٩