جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣١٦ - كتاب الحج
پس هر گاه شخص عزيزى به سبب بنيه و طاقت سوارى الاغ و نان بى نان خورش و مباشرت خدمت خود مىتواند رفت. و شخص وضيعى، بدون كجاوه و اطعمۀ نفيسه و خادمى نمىتواند رفت، به سبب ضعف و عدم بنيه، آن مستطيع است با آن و اين مستطيع نيست بدون اين.
٤٣٨- سؤال:
شخصى مستطيع بود و تنخواه تلف شد و حالا هيچ ندارد.
مىتواند استيجار حجى كند و در سال بعد از براى خودش حجى بكند يا نمىتواند؟
جواب:
بلى مىتواند. بلكه گاه است كه واجب مىشود كه اين كار بكند تا خود را برى الذمه بكند.
٤٣٩- سؤال:
شخصى مىخواهد تدارك سفر حج ببيند و مهر زوجه مىخواهد بدهد و خرجى خانه را هم بگذارد. آيا خمس را ابتدا بدهد يا بعد از وضع اينها؟
جواب:
هر گاه اموالى كه دارد از جمله اموالى است كه خمس متعلق به آنها مىشود، مثل فاضل مؤنۀ سال از ارباح كسب و زراعت و تجارت و غير اينها، خمس لازم است و الا خمس لازم نيست. و چنان نيست كه ميان عوام متداول است كه هر كس مىخواهد حج برود بايد خمس بدهد از خرجى راه و برود. گاه است كسى به او هزار تومان مىبخشند، يا از پدر او به او ميراث مىرسد، اظهر اين است كه خمس بر او واجب نيست و همين كه به آن مال مستطيع شد بايد حج كند. و اما هر گاه از جمله اموالى است كه خمس به آن متعلق مىشود و خمس هم تعلق گرفته بايد خمس را بدهد و ديون خود را كه از جملۀ آن، مهر زن است بدهد. بعد از آن هر گاه به قدر استطاعت، يعنى به قدر زاد و راحله و اخراجات راه و مؤنۀ عيال تا برگشتن را دارد واجب است حج، و الا فلا، و اين وقتى است كه قبل از اين، حج در ذمۀ او مستقر نشده باشد و هر گاه مستقر شده باشد به هر حال بايد حج بكند.
٤٤٠- سؤال:
هر گاه زينب مستطيع، «زيد» را وصى كند كه بعد از فوت من، حجه بلدى به جهت من استيجار نما. و زينب، وفات نمايد و زيد، مبلغ چهل تومان از مال زينب را به جهت حجه بردارد و تتمه تركه را به وارث بدهد. و زيد وصى، نايبى از