جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٨٤ - كتاب الصلاة
و اگر به سبب تقصير در اخذ مسائل شده، پس او نمازش باطل است و قابل امامت هم نيست، هر گاه مأمومين، او را به اين حال شناخته باشند. و بهر حال، هر گاه اين شخص نماز را تمام كرد و در نماز مأمومين، نقصى در نظر خودشان نسبت به خودشان حاصل نباشد نماز مأمومين صحيح است و بر امام هم لازم نيست كه اعلام ايشان به آن حال بكند.
١٨٩- سؤال:
فرمودهاند كه هر گاه كسى پيش از صبح برخيزد و به قدر وتر، وقت باشد و آن را به جا آورد، ثواب نماز شب را دارد. آيا قضاء نماز شب از او ساقط است يا نه؟
جواب:
ظاهر، عدم سقوط قضاست به جهت عمومات، بلكه دور نيست كه قضاى نماز شب را بكند و قضاى نماز وتر را هم ثانيا بكند. چنانكه روايت معتبرى اشعار به آن دارد و ظاهر اين است كه مراد از وتر، در اين اخبار، شفع و وتر باشد و محتمل است كه مراد وتر، تنها هم باشد.
١٩٠- سؤال:
هر گاه شخصى در حال قيام، يقين كند كه هر گاه قبل از قيامى كه در آن مشغول است، جزئى از اجزاى نماز را ترك كرده است، اما نداند كه تشهد است ترك شده يا سجدۀ واحده، چه كند؟
جواب:
ظاهر اين است كه بايد بنشيند و يك سجده و تشهد را به عمل آورد و چون يقينا جزو واجبى فوت شده و برائت ذمّه از آن حاصل نمىشود، الّا به اتيان هر دو، خصوصا به ملاحظۀ اين كه يكى از محتملات حديث «لا سهو فى سهو» اين است كه شكى در سهو نمىباشد، پس لازم نيست كه حكم شكّ در آن جارى شود.
و يكى از احكام شك، آن است كه از محل خود كه گذشت اعتبار ندارد، پس هر گاه از اين حكم شك دست برداشتيم مىماند يقين به نسيان احد أمرين به ابقاء محل آن، پس بايد نشست از براى تدارك احد أمرين جزما و بعد از آن كه نشست، الحال بر او صادق است كه هم شاكّ است در سجده و هم در تشهد، و الحال قابل اين است كه موضع هر دو باشد، پس هر دو را به جا مىآورد.
و لكن چون تدارك در محل هم در صورت مذكوره از احكام شك است و اين مقتضى است در سهو بالفرض، پس تكيه به نفس سهو است و مقتضاى او كه تحصيل برائت ذمّه است