ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - گرفتارى على ( ع ) به جامعه اى كه در آن زندگى مى كرد
مى رويد آيا حيوانات جنگلى از شما دفاع خواهند كرد آيا جامعه شما بدون تلاش و كوشش اصلاح خواهد گشت ٤ . در آن هنگامه كه مردم به يك پيشواى صالح تسليم مى شوند ، زبان به طعنه مى گشاييد آيا كار پيشوايى و زمامدارى با جنجال و هياهو و طنز و طعنه اصلاح مى گردد ، يا با انديشه و تدبير و مشورت ٥ . وقتى كه اقدام به يك امر ضرورى ولى دشوار براى شما واجب مى گردد ، رويگردان مى شويد مثل اين كه زندگى را بايد مانند يك شربت گوارا در يك ليوان مرصع ، دو دستى بياورند و تقديم لبهاى شما كنند ٦ . با اين سستى و زبونى كه در پيش گرفتهايد آيا در انتظار مرگيد ، يا ذلت و بدبختى زيرا هيچ راهى جز اين دو براى كسى كه در عرصه مسابقه براى « حيات معقول » و در برابر چنگالهاى خونبار يكه تازان تنازع در بقا قرار گرفته است وجود ندارد .
٧ . در آن هنگامه كه پيك اجل از در در آيد ، نه تنها به جدايى از شما تأسفى نخواهم خورد ، بلكه در حال ناراحتى درونى از شما و با احساس تنهايى از مرز اين زندگى عبور خواهم كرد .
آيا دينى نداريد كه شما را جمع كند و متحد بسازد و از دين بگذريم ، آيا غيرتى نداريد كه شما را براى هموار كردن زمينه براى زندگى صالح به كوشش بيندازد .
[ اين مضمون همان سخن است كه فرزند نازنين امير المؤمنين عليه السلام در روز عاشورا ، به لشكريان خود باخته عمر بن سعد فرمود : إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فى دنياكم ( اگر شما دينى نداريد و از معاد باكى به خود راه نمى دهيد ، اقلا آزاد مردانى در دنياى خود باشيد ) ] واقعا تعجب نمى كنيد از اين كه معاويه ، آن همه اجامر و اوباش را براى استثمار دعوت مى كند ، آنان بدون توقع مخارج و بخشش او را