ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٠ - مدت حكومت الهى حضرت بقية الله عج اللَّه تعالى فرجه
انبياء و اوصياء چنين نبوده است ، و اثر كار و فعاليت رسالت آنها در همهء جوامع بشرى در روى زمين نمودار نگشته است .
٤٦ ، ٤٨ - أيّها النّاس ، إنّي قد بثثت لكم المواعظ الَّتي وعظ الأنبياء بها أممهم ، و أدّيت إليكم ما أدّت الأوصياء إلى من بعدهم و أدّبتكم بسوطي فلم تستقيموا و حدوتكم بالزّواجر فلم تستوسقوا . . . ( اى مردم ، من همه آن موعظهها را كه پيامبران به امّتهاى خود نموده بودند به شما ابلاغ كردم و آنچه را كه جانشينان آنان پس از رحلت انبياء عليهم السلام از اين دنيا به مردم رسانده بودند براى شما ادا كردم و با اين تازيانهام شما را تأديب نمودم ولى شما استقامت در راه دين نورزيديد ، من با نصايح و عوامل بازدارنده از معاصى و انحرافات جلوگيرى كردم ، شما نظم و انتظام نپذيرفتيد . . . ) شخصيتى ملكوتى با عشق به حق و عدالت ، با جدىترين تصميم و كار و پاكترين نيتها و روشنترين وجدان و با كاملترين عقل [ على بن ابي طالب ( ع ) ] در ميان مشتى خودخواه ، جاهل ، كوته بين ، اينست شگفت انگيزترين پديده اى كه تاريخ بشرى به خود ديده است تنها نويسندهء اين سطور نيست كه با ياد آوردن اين پديدهء اندوهبار در دريايى از شگفتى فرو مى رود ، بلكه هر كسى كه اطلاع از هدف اعلاى زندگى انسانى و اصول و مبانى و ارزشها و عوامل و عناصر شخصيتهاى تكامل يافته داشته باشد ، همچنين تلخىها و ناگوارىهاى زندگى چنين انسانها را در محيطهاى اجتماعى نامناسب و غوطه ور در جهل و خودخواهى و انواع پستىها درك كند ، محال است خود را از شگفت زدگى عميق نجات بدهد . يكى از آن متفكران انسان شناس ، جبران خليل جبران است كه بعضى از عبارات او را در مجلد اول از همين ترجمه و تفسير آوردهايم .
به جهت اهميت شديد نظريهء او را به طور كاملتر در بارهء امير المؤمنين عليه السلام در اين مورد نيز مى آوريم : [ « محبت سه نفر از بزرگان انسانيت قلب جبران خليل را پر