ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - ٤ - شخص اميدوار در قلمرو هدف گام برمى دارد
بر عكس اين گونه هدفها ، مقاصد عالى انسانى و الهى است . بايستى گفت اميد بستن به اين گونه هدفهاست كه عظمت بشر را در تاريخ ما چه در صورت داشتن دانش و چه در صورت رادمردى و چه در شكل تمدّن به معناى عمومى ، اثبات كرده است .
بنا بر اين شايسته است بگوييم : اگر عامل تحرّك تاريخ چند جزء اساسى دارد ، يكى از اجزاى اساسى آن اميد است .
٤ - شخص اميدوار در قلمرو هدف گام برمى دارد .
شخص يا جامعه اى كه اميد وصول به يك هدف در روح آنان پديدار گشته است ، چنين نيست كه در امتداد اين اميد ، حالت خلاء روحى را سپرى كنند . توضيح اين كه مردم معمولى گمان مى كنند هنگامى كه انسان هدفى را براى خود مشخّص ساخت و آن هدف مطابق جريانات قوانين هستى قابل وصول بود ، از آغاز منظور نمودن هدف تا رسيدن به آن ، دست او خالى بوده و اميد برايش لذّتى روانى است كه فقط جنبهء تسليت دارد .
اين گمان بيهوده ايست كه با نظر به حركات سطحى اشخاص معمولى دست مى دهد .
ما بايستى در اين باره دقّت بيشترى بنماييم . هنگامى كه حقيقتى را هدف قرار داديم ، دو موضوع براى ما مطرح مى گردد : اول اين كه با توجّه به اين نكته كه هدف مزبور احتياج به گذشت زمان و سپرى شدن رويدادهاى زيادى دارد ، و ما نمى توانيم قطعه اى از زمان را بريده ، كنار بگذاريم ، و همچنين نمى توانيم جريان قانونى رويدادها را نديده گرفته و حصول هدف را بدون آنها توقّع داشته باشيم ، به اين جهت هدف مزبور براى ما قيافهء دورنمايى را دارد كه به سوى آن حركت مى كنيم . با اين نظر در راه هدف گام برمى داريم و تدريجا به آن نزديك مى شويم .