ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - ترجمهء خطبهء صد و هفتاد و پنجم
در بدن آنان به وجود مى آيد ، غفلت دارند و شايد وقايع و حوادث بىشمار ديگرى هم در همين بدن در ارتباط با درون و برون در جريان است و هيچ يك از ما اطلاعى از آنها نداريم ، با اين حال همهء آنها به جريان قانونى خود ادامه مى دهند و كارى با اطلاع و بىاطلاعى ما ندارند . حال بگذاريد افرادى پيدا شوند كه ندانند همهء موجوديت و كارها و گفتارها و حتى نيّتهاى آنان نه تنها براى خداوند سبحان آشكار است ، بلكه يك نيرو و قانون مخفى حاكم بر سرگذشت و سرنوشت بشرى آنها را فاش خواهد ساخت . اين جملات را به گوش دل بسپاريم : « سير كنندگان خود مورد سيرند » . « چاهى كه مى كنيم قد و قامت خود را هم كه حتما روزى در آن خواهيم افتاد ، محاسبه نماييم » < شعر > « هر هيئت و هر نقش كه شد محو كنون در مخزن روزگار ماند مخزون « « يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك درين ميكده ضايع نشود « < / شعر > اينها اصولى هستند كه در جريان خود ، نيازى به علم و اجازهء ما ساده انديشان ندارند .
شرط دوم - هر تكليف حساب شده در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با همنوع خود ) كه از فطرت و عقل سليم به وجود مى آيد يا مستند به وحى الهى مى باشد ، توجيه كنندهء انسان به مسير اصلى او در مجراى حركت هدفدار تكاملى او مى باشد . به اين جهت است كه انسان با هر تخلَّفى كه از انجام تكليف مى ورزد ، با نظر به اهميت همان تكليف از مسير خود منحرف مى گردد .
٣ ، ٧ - ما لي أراكم عن اللَّه ذاهبين ، و إلى غيره راغبين كأنّكم نعم أراح بها سائم إلى مرعى وبيّ ، و مشرب دويّ ، و إنّما هي كالمعلوفة للمدى لا تعرف ما ذا يراد بها إذا أحسن إليها تحسب يومها دهرها ، و شبعها أمرها و اللَّه لو شئت أن أخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت و لكن أخاف أن تكفروا فيّ برسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله ( چه