ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - تعريف سعادت و طرق وصول به آن
< شعر > گه چنين بنمايد گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين كاملان كز سرّ تحقيق آگهند بيخود و حيران و مست و واله اند نه چنين حيران كه پشتش سوى اوست بل چنان حيرت كه غرق و مست دوست آن يكى را روى او شد سوى دوست وين يكى را روى او خود روى اوست روى هر يك مى نگر مى دار پاس بو كه گردى تو ز خدمت روشناس ديدن دانا ، عبادت اين بود فتح ابواب سعادت اين بود < / شعر > ٢ - عمل < شعر > همچنين تأويل قد جف القلم بهر تحريض است بر فعل اهم چون قلم بنوشت كه هر كار را لايق آن هست تأثير و جزا كژ روى جف القلم كژ آيدت راستى آرى سعادت زايدت كرد دزدى دست شد جف القلم خورد باده مست شد جف القلم ظلم آرى مدبرى جف القلم عدل آرى برخورى جف القلم < / شعر > تعريف سعادت و طرق وصول به آن براى تعريف سعادت مى توان مطالبى متنوع را در نظر گرفت كه مورد تحقيق و گفتگوى صاحبنظران در علوم انسانى قرار مى گيرد .
اين نكته قابل توجه است كه در آنچه كه در بارهء تعريف سعادت از گذشتگان تا دوران معاصر به يادگار مانده است ، در طول تاريخ تفاوتى مهم ديده نمى شود . از اين جريان معلوم مى شود كه انسان همان گونه كه در بعد « آن چنان كه هست » در طول قرون و اعصار تغييرى اساسى نداشته است ، همچنان در بعد « آن چنان كه بايد و شايد » نيز كه سعادت هدف اعلاى آنست ، فرقى نكرده است . يعنى شما سعادت را از ديدگاه دين كلى الهى كه اسلام جلوه گاه آنست ، و از ديد بزرگترين حكماى تاريخ از افلاطون گرفته تا