ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - تعريف سعادت و طرق وصول به آن
ملا محمد مهدى نراقى صاحب جامع السعادات ، يك حقيقت كلى خواهيد ديد ، با خصوصياتى اندك ، كه معمولا در همه تعاريف ناشى از تنوع ذوق و طرق درك متفكران مى باشد . محمد مهدى نراقى خلاصه و حقيقت كلى خير و سعادت را از ديدگاه همه علماى اخلاق و حكما چنين بيان مى كند : بنا بر اين از سخنان همهء علماى اخلاق آشكار شد كه حقيقت خير و سعادت چيزى جز معارف حقيقى و اخلاق پاك نيست . و با اين كه قضيه چنين است ، زيرا حقيقت خير و سعادت براى خودش خواستنى و مطلوب است و آنها هميشه با نفس باقى اند ، مع ذلك در اين شك نيست كه آثار مترتّب بر آن دو [ خير و سعادت ] مانند حب و انس به خدا و ابتهاجات عقلى و لذات روحانى اعتبارا غير از آنهاست ، اگر چه از آن دو جدا نمى شود و مطلوبيّت ذاتى آن آثار شديدتر و قويتر است و نام خير و سعادت براى آنها مناسبتر و اولى است هر چند همه درخورند كه خير و سعادت ناميده شوند . بدين سان مى توان ميان اقوال صاحبان نظر و استدلال [ حكما و فلاسفه ] و اصحاب كشف و حال و اهل نقل و روايت [ متشرّعه و اهل حديث ] جمع كرد ، به طورى كه دسته اول را نظر اين است كه حقيقت سعادت همان عقل و علم است و دسته دوم معتقدند كه حقيقت سعادت عشق است و دسته سوم بر اين عقيدهاند كه زهد و ترك دنياست . [١] به اين جهت كه ترجمه جامع السعادات به وسيله جناب آقاى سيد جلال الدين مجتبوى از دقت لازم برخوردار است و در دسترس فارسى زبانان قرار دارد ، لذا به نقل عبارات ايشان از ترجمه مزبور بسنده كرديم .
يكى از مختصات بسيار با اهميت سعادت اين است كه انسان با آگاهى از اين كه در يك جهان معنىدار ، با داشتن مسئوليت در بارهء همه گفتارها و كردارها و حتى انديشه ها
[١] . علم اخلاق اسلامى ، ترجمه آقاى سيد جلال الدين مجتبوى از جامع السعادات - ملا محمد مهدى نراقى ، ج ١ ، ص ٧٨ .