ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - مدت حكومت الهى حضرت بقية الله عج اللَّه تعالى فرجه
آرى ، به هر سو مى نگرد ، ديگر نه مالك اشتر را مى بيند ، نه ابو ذر غفارى را ، نه عمّار بن ياسر و نه ذو الشهادتين [١] و نه ابن التيهان [٢] و ديگر برادرانش را كه در راه طلب حق و حقيقت از جان گذشتند و خونشان در صفّين به دست نابكاران دنياپرست بر زمين ريخته شد . كجايند كجا رفتند خدايا ، آنان را نمى بينم چگونه فراق آن همسفرانم را تحمل كنم در صورتى كه معاهدهء فداكارى تا از جان گذشتن در سفر رو به پيشگاه خدا با من بسته بودند .
< شعر > بِالأَمْسِ كانُوا مَعِى وَالْيَوْمَ قَدْ رَحَلُوا وَ خَلَّفُوا فِى سُوَيْدَاْ الْقَلْبِ نِيرانِاً نَذْرٌ عَلَىَّ لَئِنْ عادُوا وَإِنْ رَجَعُوا لأَزْرَعَنَّ طَرِيقَ الْرَّكْبِ رَيْحاناً < / شعر > [٣] ١ - ( آن شهداى راه حق و حقيقت تا ديروز با من بودند و امروز همهء آنان كوچ كرده و به جاى خود آتشهايى در مغز دل گذاشته و رفتهاند . ) ٢ - نذر مى كنم اگر برگردند به سوى من ، گل و ريحان در طريق آن سواران خواهم كاشت . ) نوف مى گويد : سپس دست مباركش را به محاسن شريفش زد و گريه اى ممتد فرمود ، سپس گفت : آه ، اسفا بر آن برادرانم كه قرآن را خواندند ، عمل به آن را براى حيات خود تحكيم كردند و در بارهء تكاليف خود انديشيدند و آنها را به جاى آوردند . سنت را احياء و بدعت را نابود ساختند . دعوت به جهاد شدند ، پاسخ به آن دعوت دادند و به رهبر اطمينان پيدا كرده ، از او پيروى كردند . سپس با بلندترين صدا ، ندا فرمود : جهاد ، جهاد ، اى بندگان خدا ، من در همين روز سپاه را تنظيم مى نمايم و هر كس بخواهد به سوى خدا
[١] . ذو الشهادتين خزيمة بن ثابت است و ابن التيهان همان ابو الهيثم است .
[٢] . ذو الشهادتين خزيمة بن ثابت است و ابن التيهان همان ابو الهيثم است .
[٣] . در اصل مصرع چهارم دو بيت فوق بجاى « الركب » ، « الطف » است كه يكى از نامهاى كربلاست و اين دو بيت بعنوان زبان حال امام حسين يا حضرت زينب سلام الله عليهما سروده شده است كه پس از شهادت ياران سرور شهيدان بوده است . اين جانب ، فعلا كلمه اى كه بعنوان زبان حال امير المؤمنين عليه السلام بنظر رسيد « الركب » ( سواران ) مى باشد و نمى توان آن را به كلمه اى ديگر تبديل كرد كه مناسبتر باشد .