ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - ٥ - بايستى اميد و انتظار ما در بارهء حضرت بقية اللَّه ( عج ) مانند اميد و انتظارى باشد
بدان كه آن محبوب زيباى ابديّت ، گام در نهانخانهء دل تو گذاشته است و تو كسى هستى كه اگر امروز دولت آن رهبر عادل الهى فرا رسيد ، شايستهء زندگى در زير پرچم الهى آن يگانه پيشواى بشريّت مى باشى .
آرى ، اينست اميد و انتظار برگرديم و بار ديگر اين سؤال ( بشر به كجا مى رود ) را مطرح نماييم و از ديدگاه منابع اسلامى آن را بررسى كنيم . مقدمتا مى گوييم : اگر بخواهيم به پاسخ حقيقى اين سؤال برسيم ، نخستين قضيه اى كه با ما روياروى خواهد گشت اينست كه اغلب بشر امروزى نمى داند به كجا مى رود ، براى اين كه هدف كلى براى زندگى خود مشخص ننموده است و به همين جهت است كه اميد و انتظار براى يك آينده درخشان هم ندارد .
دليل اين مدعا براى مردم آگاه بسيار روشن است ، آن دليل اينست كه اگر چنين هدف كلى را براى آيندهء خود در نظر داشت ، آن را توصيف و تعريف مى كرد و براى وصول به آن هدف نظم و انضباط و طرقى را به راه مى انداخت . ولى هرگز چنين تكاپويى از افراد بشر كه در مديريتهاى حقوقى و سياسى و فرهنگى معمولى زندگى مى كنند ، مشاهده نشده است . البته اين به آن معنى نيست كه بشر در گذرگاه خود نسبت به آينده بىخيال است ، يا هيچ اطلاعى در بارهء آن ندارد و هيچ گونه تصميم و كارى براى زندگى آينده از او ديده نمى شود . زيرا بديهى است كه بشر براى ادامهء حيات خود در اين دنيا كه آينده را دامنهء جبرى ديروز و امروز خود مى بيند ، تلاش مى نمايد ، ولى متأسفانه اين تلاش اغلب براى تأمين گسترش و تعميق زندگى مادى و تجملات آن در آينده و فراگير ساختن موجوديت مادى خود براى زمانهاى نزديك و دور مى باشد ، نه براى تكامل و رشد مغزى و روانى و روحى در آينده . واقعيت جاريه چنين نشان مى دهد كه هر جامعه اى براى آينده نسل نژاد خود و اقليم خود در به دست آوردن نيرومندترين وسايل منفعت و لذت و سلطه گرى تلاش مى كند ، نه براى تكامل آن نسل و نژاد از نظر اصول والاى