ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٩ - تفسير عمومى خطبهء صد و هشتاد و سوم
تفسير عمومى خطبهء صد و هشتاد و سوم ٢ ، ٣ - الحمد للَّه المعروف من غير رؤية ، و الخالق من غير منصبة . . . الى ٣ ( ستايش خداى راست كه شناخته شده است بدون ديده شدن و آفريننده است بدون تلاش و كوشش . . . ) هيچ حقيقتى در عموميت شناخته شدن خداوندى بدون ديدن ، در جهان وجود ندارد .
هيچ حقيقتى مانند وجود خداوند ذوالجلال در هستى نيست كه بدون مشاهده و ديده شدن ، به نحوى شناخته شده باشد كه هر كسى در موقع توجه فطرى به ارتباط آن خدا با او بگويد كه اين خدا فقط خداى من است . با اين جمله همهء ما آشنايى داريم كه در موقع هيجانات روحى مى گوييم : « اى خداى من » و به قول سعدى :
< شعر > چنان لطف او شامل هر تن است كه هر بنده گويد خداى من است < / شعر > يا اين كه به قول مولوى :
< شعر > تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست < / شعر > مگر افراد بسيار آگاه و وارسته از اتصال به علايق دنيوى ، و تحصيل قدرت ديدن مجرد از ماده و ماديات . او خداوندى است كه مخلوقات را بدون حركت و تلاش و