ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - ترجمهء خطبهء صد و هشتاد و دوم
خدا .
٣٥ هنگامى كه او روزى خود را تمام كرد و مدت عمرش را به پايان رساند ، كمانهاى فنا تيرهاى مرگ را به طرف او نشانه گرفت . ٣٦ شهر از وى خالى گشت و مساكن از وجود او تهى شد و از كار افتاد و گروهى ديگر آن ميراثها را به ارث بردند . ٣٧ [ اى مردم ، ] عبرت گيرى و تجربه براى شما است از قرون گذشته ٣٨ كجا رفتند عمالقه و فرزندان عمالقه كجا رفتند فراعنه و فرزندان فراعنه كجا هستند گردانندگان شهرهاى رسّ كه پيامبران را كشتند و سنّتهاى رسولان الهى را خاموش و بدعتهاى جبّاران را زنده ساختند ٣٩ كجا هستند آنان كه با لشكريان حركت كردند و هزاران سپاهى را مغلوب نمودند و سربازان جنگى را آماده كردند و شهرها بنا كردند ٤٠ و از جملهء همين خطبه است : [ آن انسان كامل وارسته كه به احتمال قوى حضرت بقية اللَّه ( عج ) مى باشد ] سپرى از حكمت پوشيد و جميع آداب حكمت را فرا گرفت - از روى آوردن به آن و تحصيل معرفت و اشتغال به علم و عمل به آن . ٤١ حكمت را براى نفس خويشتن همان گمشده اى تلقى كرد كه آنرا مى جست و نيازى براى خويشتن مى دانست كه آنرا طلب مى كرد ٤٢ آن انسان كامل غربت اختيار مى كند ، هنگامى كه اسلام غريب بماند ، مانند شترى كه دم بر زمين نهد و سينه از ناتوانى بر زمين گذارد . ٤٣ آن انسان كه يادگارى از بقاياى حجت خدا و جانشينى از جانشينان پيامبرانش مى باشد ٤٤ .
سپس آن حضرت فرمود ٤٥ : اى مردم ، من همهء آن موعظهها را كه پيامبران به امتهاى خود نموده بودند براى شما ابلاغ كردم و آنچه را كه جانشينان آنان به مردم پس از رحلت انبيا از اين دنيا رسانده بودند ، براى شما ادا كردم ٤٦ و با اين تازيانهام شما را تأديب نمودم ، ولى شما استقامت در راه دين نورزيديد . با نصايح و عوامل بازدارنده شما را از معاصى و انحرافات جلوگيرى كردم ، نظم و انتظام نپذيرفتيد . ٤٧ شما را به خدا ، آيا پيشوايى جز من انتظار داريد كه طريق هدايت را براى شما هموار سازد و شما را به راه راست الهى ارشاد نمايد ٤٨