ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - متن اصلى عقايد و احكام دين اسلام و حقوق و تكاليف آن بر مبناى فطرت اصلى انسان
از خون مسلمانان و اموال آنان و با زبانى سالم از اهانت به حيثيت آنان ملاقات نمايد ) .
< شعر > شد پشيمان خواجه از گفت خبر گفت رفتم در هلاك جانور اين مگر خويش است با آن طوطيك اين مگر دو جسم بود و روح يك اين چرا كردم چرا دادم پيام سوختم بيچاره را زين گفت خام اين زبان چون سنگ و فم آهن وش است و آنچه بجهد از زبان چون آتش است سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف گه ز روى نقل و گه از روى لاف ز ان كه تاريكست و هر سو پنبه زار در ميان پنبه چون باشد شرار ظالم آن قومى كه چشمان دوختند وز سخنها عالمى را سوختند عالمى را يك سخن ويران كند روبهان مرده را شيران كند جانها در اصل خود عيسى دمند يك زمان زخمند و ديگر مرهمند گر حجاب از جانها برخاستى گفت هر جانى مسيح آساستى گر سخن خواهى كه گويى چون شكر صبر كن از حرص و اين حلوا بخور < / شعر > ٥٣ ، ٥٤ - و اعلموا عباد اللَّه أنّ المؤمن يستحلّ العام ما استحلّ عاما أوّل ، و يحرّم العام ما حرّم عاما أوّل و أنّ ما أحدث النّاس لا يحلّ لكم شيئا ممّا حرّم عليكم ، و لكنّ الحلال ما أحلّ اللَّه ، و الحرام ما حرّم اللَّه ( و بدانيد اى بندگان خدا ، شخص با ايمان چيزى را در سال حاضر حلال مى شمارد كه در سال اول هم آن را حلال شمرده بود و حرام مى داند در امسال چيزى را كه در سال اول هم آن را حرام مى دانست و آنچه كه مردم بدون سابقه شرعى ايجاد كردهاند ، آنچه را كه براى شما تحريم شده بود حلال نمى كند ، زيرا حلال همانست كه خداوند آن را حلال نموده و حرام همانست كه خدا آن را تحريم فرموده است ) متن اصلى عقايد و احكام دين اسلام و حقوق و تكاليف آن بر مبناى فطرت اصلى انسان