ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و هشتم
تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و هشتم ١ ، ٢ - يا إخوتاه إنّي لست أجهل ما تعلمون ، و لكن كيف لي بقوّة و القوم المجلبون على حدّ شوكتهم ، يملكوننا و لا نملكهم . . . ( من به آنچه كه شما مى دانيد جاهل نيستم ، ولى چگونه نيرويى براى كيفر دادن به آنان آماده كنم در صورتى كه گروهى كه مردم را عليه عثمان شوراندهاند ، از سيطره و شوكتى برخوردارند كه بر ما مسلَّطند نه ما بر آنان . . . ) حل و چاره جويى حادثه اى كه در بارهء عثمان پيش آمده است به فرصت و مهلتى نيازمند است كه اقدام براى آن ، موجب آشوب و اضطراب بيشترى نباشد .
اين حادثه كه به وقوع پيوسته ( قتل عثمان ) و اين گونه شتابزدگى براى مرتفع ساختن عواقب آن ، از مختصات زندگى دوران جاهليت است . شما مى بينيد يك اجتماع بسيار عظيم و ريشه دار موافق با حادثهء عثمان در مقابل ما قرار گرفته است . روياروى شدن با چنين اجتماع عظيم ، به آن سادگى نيست كه شما فكر مى كنيد . مگر نمى دانيد كه اگر در مقام مديريت يك جامعه كه هر لحظه در آن احتمال شعله ور شدن آتش فتنه و كشتار مى رود ، صبر و تحمل و انديشه و منطق به كار نرود ، چه مصيبتها و تيره روزىها و پايمال شدن حقوق در انتظار آن جامعه مى باشد بگذاريد من كارم را با عنايات