ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - ترجمهء خطبهء صد و هفتاد و هفتم
تفسير عمومى خطبهء صد و هفتاد و هفتم
تفسير عمومى خطبهء صد و هفتاد و هفتم داستان حكميت ، از پستترين رسوايىهاى تاريخ بشرى بود كه به انگيزهء حق كشى به وجود آمد و به اضافه اين كه به زيان ظاهرى حمايتگران حق تمام گشت ، حتى چهرهء ماكياولى منشها را هم تيره ساخت .
توضيحى اجمالى در بارهء داستان حكميت
توضيحى اجمالى در بارهء داستان حكميت مالك اشتر پيروزى نهايى را نصيب سپاهيان امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام ساخته بود ، آخرين صفهاى لشكريان معاويه در تلاش براى فرار از ميدان جنگ قرار گرفته بودند . معاويه آمادهء گريز از آتشى بود كه خود او شعله ورش ساخته بود . مالك اشتر نخعى ، آن زاهد بسيار شجاع و آن سلحشور با تدبير ، در صدد دگرگون ساختن وضع و برچيدن دام بساطى بود كه دنيا پرستان خودكامه براى مقام چند روزهء اين زندگى گسترده و در صدد توسعهء آن بودند . مالك در اجراى اين تصميم به موفقيت كامل رسيده بود . حاميان حق و حقيقت زير پرچم حقشناس بزرگ تاريخ قرار داشتند و زمينه براى عرضهء رسالتى كه آن پرچمدار حق به عهده داشت آماده مى گشت ، كه ناگهان دنياپرستى از تبار فرعونيان ، دست به مكرپردازى ماكياولىگرى برده و فرياد « وا قرآنا »