ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - تفسير عمومى خطبهء صد و هفتاد و يكم
اينست آن منطق دين الهى كه ارزش والاى جانهاى آدميان را براى مردم تعليم داده است كه مبادا در رويارويى با خصم ، آن ارزش والا فراموش شده و با يكديگر شديدتر و درنده تر از وحوش جنگل به پيكار برخيزند .
اگر سوداگران جانهاى مردم و آنان كه مديريت كارزارهاى خونين را در طول تاريخ به دست دارند ، به جاى آن همه حقكشىها و خونريزىها ، معلمان و مربيانى براى آموزش و تربيت مردم جوامع خود مأمور مى كردند كه تنها مضامين اين نيايشها را به مردم تعليم مى نمودند و آنان را با مضامين آنها تربيت مى كردند ، اين كرهء خاكى كه پس از به وجود آمدن انسان ، به ميدان جنگ و پيكار و خونريزى تغيير نام يافته است نام آن با بهشت برين شناخته مى شد .
توضيح مضامين اين نيايشها كه از اعماق دل امير المؤمنين عليه السلام در ميدان جنگ براى شناساندن ارزش حيات انسانها [ به جهت وابستگى آن به حكمت و مشيت خداوندى و به جهت داشتن عظمت فوق تصور در اين كيهان بزرگ ] سركشيده و رهسپار پيشگاه ربوبى گشته است بدينقرار است : ١ - پروردگارا ، اى خالق حكيم آسمانهاى بلند و به جريان اندازندهء شب و روز و به حركت در آورندهء خورشيد و ماه و ستارگان ، و پركننده آنها با ملائكه ، عنايتى بر ما بندگانت فرما كه به دو گروه حق و باطل تفكيك شده و در اين ميدان روياروى هم ايستادهايم .
٢ - دادگرا ، خداوندا ، تويى كه اين زمين را قرارگاه بندگانت فرمودى و جايگاهى براى زيست و حركت جنبندگان مقرر نمودى .
٣ - جز اينها موجوداتى بىشمار از آنچه كه ديده مى شود و آنچه كه ديده نمى شود ، آفريده اى [ همهء آنها را در مجراى قانونى خود قرار دادى ] .
٤ - اى آفرينندهء مطلق ، اى خداوند كوههاى پابرجا و محكم . . . اى خالق فوق چند و