ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - ترجمهء خطبهء صد و هشتاد و يكم
شكلى ارائه مى داد . بديهى است كه اين يك آرزوى غير قابل تحقق و با صراحت بيشتر بگوييم : از محالات است . امّا اين يك آرزوى امكان پذير است كه اى كاش بشريت در تعديل طغيانگرى خودخواهىهايش تا آن جا موفق مى شد كه مانعى براى ارتباط او با حق و حقيقت نمى گشت . ولى متأسفانه با اين كه چنين آرزويى قابل تحقق است ، ولى از آن جهت كه اكثر افراد بشر به جهت سستى اراده و ناتوانى از تصميم براى تعديل مزبور ، تمايلات و خواستههاى حيوانى را با سخنان آراسته حتى براى خويشتن نيز توجيه مى نمايند ، لذا اين آرزو هم مانند آرزوى قسم اول محال به نظر مى رسد ، ولى نه محال واقعى ، بلكه محال ساختگى . امير المؤمنين عليه السلام در سرتاسر داستان « حكميت و عوامل و نتايج آن » مردم را به مكر و حيله پردازى با الفاظ بازى و سخن سازى كه اصل داستان مزبور را به وجود آورد و آن را به نتيجه اى كه نابكاران دور از دين و مروّت و آزادگى از آلودگىها رساند ، توجه داده و اصرار فرموده بود كه به اين گونه مغالطه بازىها و فريبكارىها اعتنا نكنند و به راه خود بروند ، ولى همان طور كه ديديم جريان خوارج از جهل به حقيقت شروع و با بيمارى خودخواهى تقويت شد و در تفرقه افكنى ميان جوامع اسلامى و محروم ساختن عده اى فراوان از مردم از نعمت تعليم و تربيت يگانه مرد الهى بعد از رسول خدا ( ص ) [ على ( ع ) ] به ثمر رسيد .
تا آن گاه كه امير المؤمنين عليه السلام پس از اتمام حجتهاى قاطع ، دست به شمشير برد و ندامت در درون آن فريبخوردگان سركشيد ، شيطان در باره اغواى آنان كار خود را كرد و فردا هم كه روز قيامت فرا مى رسد با كمال شماتت به آنان خواهد گفت : ( كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ ) [١] ( من از تو بيزارم ، من از خداوند ربّ العالمين مى ترسم ) ٧ - فَحَسْبُهُمْ بِخُرُوجِهِمْ مِنَ الْهُدى ( براى آنان كفايت مى كند انحراف از هدايت و
[١] . سورهء الحشر ، آيه ١٦ .