ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و هشتم
خداوندى انجام بدهم .
مرحوم محقق هاشمى خوئى ، در اين سخنان امير المؤمنين عليه السلام نظريه اى تقريبا هماهنگ با ابن ابى الحديد معتزلى دارد كه توجه به آن ، براى كشف منظور آن حضرت بسيار مفيد است : « از سخنان ابن ابى الحديد معتزلى چنين استفاده مى شود كه امير المؤمنين عليه السلام اين سخنان را پس از بيعت مسلمانان با آن حضرت براى خلافت در آغاز حركت طلحه و زبير به بصره فرمودهاند .
جريان از اين قرار بود كه در همان موقع گروهى از ياران آن حضرت پيشنهاد كردند كه اگر جمعى از كسانى را كه مردم را بر عثمان شوراندند ، كيفر بدهيد ، براى خواباندن غائله مناسبتر است ، زيرا با اين كار عذر كسانى كه بيعت با تو را شكسته ( و رهسپار بصره مى شوند ) قطع مى گردد ، زيرا مهمترين بهانهء آنان خونخواهى براى عثمان است .
امير المؤمنين ( ع ) در پاسخ آنان مى فرمايد : ( برادران ، [ برادران من ] ) من به آنچه كه شما مى گوييد ، نادان نيستم [ بلكه من به آنچه كه به وجود آمده و آنچه كه اكنون وجود دارد و به آنچه كه در آينده به وقوع خواهد پيوست ، دانا هستم ، ] و لكن من در اين موقعيت قدرتى بر انتقام و قصاص ندارم ، زيرا طرف مقابل ما در غايت شوكت و نيرومندى و در كمال جديت در خشم و هيجانند . آنان بر ما مسلط هستند و ما سلطه اى بر آنان نداريم .
صدق سخن امير المؤمنين ( ع ) در اين پاسخ آشكار است ، زيرا اكثر اهل مدينه از گروه كسانى بودند كه مردم را عليه عثمان شورانده بودند و از اهالى مصر و كوفه و غير آنها مردم بسيار فراوانى راههاى دور را پيموده و در حادثه شركت كرده بودند ، از طرف ديگر اعراب باديه نشين و بردگان مدينه به آن مردم ضميمه شده و يك انقلاب متحد در نهايت قدرت به راه انداخته بودند ، لذا آن حضرت به جهت نداشتن قدرت و تمكن در مقابل آنان ، از اقدام به كيفر دادن آنان امتناع فرمود . روايت شده است كه