ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - تفسير عمومى خطبهء صد و شصت و نهم
قانون كلى اينست كه اشاعهء باطل و ترويج مطالب گمراه كننده در جوامعى كه مردم آنها اطَّلاعى از حق و باطل دارند به وسيلهء آراستن باطل با حق و ارائهء ماهرانه آن به مردم سطح نگر و بى انديشه آنان مى باشد . به طور كلى مردم جوامع دنيا در مقابل حق و باطل بر چند گروه تقسيم مى شوند : گروه يكم - اين گروه بر دو دسته تقسيم مى گردند : دسته يكم را افرادى تشكيل مى دهند كه توانايى تشخيص حق از باطل را دارا مى باشند ، به اين معنى كه آنان اطلاعات و معارفى عميق در بارهء هر يك از اين دو مفهوم را دارند و حتى به درجهء صاحبنظرى هم در بارهء آن دو توفيق يافتهاند . بديهى است كه اينان در برابر اغواگريهاى شعبده بازان چشمبند گيج و كلافه نمى شوند ، ولى متأسفانه افراد اين دسته در همهء جوامع در اقليت مى باشند .
دستهء دوم كسانى هستند كه شناخت و قدرت تشخيص آنان در بارهء حق و باطل اگر چه به قدر لازم براى زندگى ، وجود دارد ، ولى آن چنان صاحبنظر نيستند كه توانايى تحقيق و نقد را در بارهء آنچه كه به نام حق يا باطل مطرح مى گردد ، داشته باشند .
گروه دوم - مردمى هستند كه توانايى آنان در تشخيص حق و باطل بسيار محدود است ، با اين حال ، ولو به طور اجمال عظمت و شايستگى حق و برترى آن را بر باطل درك كردهاند .
گروه سوم - دو پديده به نام حق و شايستگى آن را و باطل و ناشايستگى آن را در زندگى نمى شناسند ، زيرا زندگى آنان كه مستند به شخصيت مدير درونى نيست ، همواره تحت تأثير عوامل جبرى و شبه جبرى حقوق و تكاليف مقرّره سپرى مى شود . افراد اين گروه و گروه دوم اكثريت قريب به اتفاق جامعه را تشكيل مى دهند ، به همين جهت است كه بازيگرى شعبده بازان جوامع با مخلوط ساختن حق و باطل و ارائهء آن ، با سخنان جذاب پر از مغالطه و سفسطه ، نقش بزرگى در جهل و انحراف اكثريت مردم دارد .