ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - حضرت مهدى عليه السلام و حكومت الهى او در روى زمين
بىاساس خود هستند :
< شعر > عمر من شد برخى فرداى من واى از اين فرداى ناپيداى من < / شعر > دو - عدم رضايت تكاملى
دو - عدم رضايت تكاملى - گروههاى بسيار فراوانى از كمال يافتگان نوع بشرى ، در هر زمانى كه زندگى مى كنند ، در هر موقعيتى از فرهنگ و تمدن بشرى كه قرار بگيرند ، موقعيتى بالاتر از آن را مى جويند و قناعت به وضع موجود نمى نمايند .
اين كه نبايد به هيچ موقعيتى از كيفيت زندگى در روى زمين قانع شد ، مستند به يك احساس ريشه داريست كه اگر عوامل تخدير آن را خاموش نسازد ، بشر با استناد به آن ، همواره به آيندهء عالىتر از گذشته مى نگرد و آن را به طور جدّى مى خواهد . اساسىترين عامل اين گريز از وضع موجود ، همان گونه كه اشاره كرديم همان احساس است كه ريشه از لزوم گسترش ذات « من » در همهء جهان هستى مى گيرد ، زيرا اين احساس هرگونه وضع موجود را كه بشر به دست آورده و در آن به زندگى مى پردازد ، مانند زندانى مى بيند كه ديوارها و سقف آن را خود وى ساخته و پرداخته است . اگر چه اين زندان تجسمى از بهترين فرهنگها و تمدنهاى ساختهء انسانى باشد . در اين دنيا كه كميتهاى محدود كننده و كيفيتهاى رنگ آميزى كننده ، زندگى او را محدود و مشخص مى سازد ، نمى تواند ذات يا « من » خود را زندانى كند - زيرا هر آنچه كه ذات « من » آدمى آن را دريافت و بر آن مسلط شد ، كوچكتر از « من » انسان خواهد نمود اگر چه جهان هستى باشد . اين گونه اشخاص اگر چه عالىتر از گروه يكم مى انديشند ، با اين حال ، اينان نيز نتوانستهاند انگيزهء اصلى گريز از وضع موجود و گرايش به آيين را ، آن چنان كه حقيقت در اين مسئله ايجاب مى كند ، دريابند .
سه - عدم رضايت مقدس
سه - عدم رضايت مقدس - اين عدم رضايت ، عاليترين انگيزه از سه قسم است كه تاكنون دو قسم آن را طرح و بررسى نمودهايم . توضيح اين قسم چنين است كه انسان