ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - تفسير عمومى خطبهء هفتادم
لجاجتها ديدهام . ٤ پيامبر فرمود : بر آنان نفرين كن . ٥ گفتم : خداوندا ، بهتر از آنان را به جاى آنان به من عنايت فرما ٦ و براى آنان به جاى من شرى را جانشين بساز . ٧ شريف رضى گفته است : مقصود امير المؤمنين ( ع ) از « اود » كجى ٨ و از « لد » خصومت است . و اين از فصيحترين سخنان است . ٩ تفسير عمومى خطبهء هفتادم ٢ ، ٣ - ملكتنى عينى و انا جالس فسنح لى رسولالله صلى الله عليه و آله و سلم ( نشسته بودم كه چشمم اختيار از دستم ربود و در رؤيا فرو رفتم و رسول خدا بر من ظاهر گشت ) آن مسافر حقيقى ديار ابديت ، در زندگى پرتلاش و مشقتش ، نشستن و خوابيدن براى آسايش نداشته ، دمى از حركت باز نمانده و همواره عشق بر لقاء اللَّه راحتى اين دنيا را از او سلب نموده بود ، زيرا :
< شعر > عاشقان بر سيل تند افتاده اند بر قضاى عشق دل بنهاده اند < / شعر > لحظاتى روى زمين نشست ، با اين حال :
< شعر > نيك بنگر ما نشسته مى رويم مى نبينى قاصد جاى نويم < / شعر > مگر مسافرى كه نشانى جانش را در مقصد خود ديده است ، مى تواند بنشيند مگر آن عاشق كمال كه از منبع فيض وجودش آگاهى يافته است ، مى تواند از حركت باز بماند < شعر > دگر گفتى مسافر كيست در راه كسى كاو شد ز اصل خويش آگاه < / شعر > اگر اين عاشق دلباختهء حق در طول حيات خود ، نشستن را هم در برنامهء زندگيش منظور مى كرد ، به هيچ احدى نمى توانست بگويد : برخيز و حركت كن .
( قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّه ) ( بگو به آنان : من فقط به شما يك پند مى دهم :