ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - شك در وجود خداوند از هيچ عاقلى شايسته نيست
صفات او به كار مى بريم ، تنها ظرفيت آن مفاهيم را دارند كه ما از معلومات محدوده مغز خود آنها را درك نموده يا آنها را ساخته و پرداختهايم « از محمد بن طرخان فارابى تا كنون مورد تصديق همه حكما و دانشمندان بوده است و بداهت اين حقيقت در حديست كه نيازى به اثبات ندارد .
عامل دوم - دريافت شدههاى تأثرى است كه از ناحيه عللى معين به وجود مى آيند و ثبات و اصالتى ندارند . البته اين محدوديت در آن موقع است كه الفاظى كه در بارهء خدا و الهيات به كار مى بريم ، مفاهيم فوق ماده و ماديات و ابديت و ازليت و بىنيازى و كمالات مطلق را به ذهن ما ولو اجمالا منتقل ننمايند . در حقيقت الفاظ در اين موارد داراى نقش علامت محض براى ارائه معانى و مفاهيمى مى باشند كه در فطرت الهى خود داريم .
٤ ، ٦ - و لا يعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السّماء . . . ( و هيچ عددى از قطرههاى آب و ستارگان آسمان . . . از او غايب نيست ) براى بررسى و تحقيق در بارهء فراگيرى مطلق علم خداوندى بر همه اشياء مراجعه فرماييد به مجلد دوم از همين ترجمه و تفسير از صفحه ١٠١ تا صفحه ١٠٥ و به مجلدات ديگر با مراجعه به فهرست مطالب هر يك از آنها . ٧ ، ١١ - و أشهد أن لا إله إلَّا اللَّه غير معدول به ، و لا مشكوك فيه ، و لا مكفور دينه . . . ( و من شهادت مى دهم به اين كه جز او خدايى نيست و همتايى براى او وجود ندارد و شك در بارهء وجود او شايسته نيست و دين او قابل پوشيدن و كفر ورزيدن نيست . . . ) براى بررسى شهادتين در اين خطبه مراجعه فرماييد به مجلد دوم از همين ترجمه و تفسير از ص ٢٤٩ تا ص ٢٥٨ و مجلد نهم ص ٥٥ و مجلد هجدهم ص ٥١ و ٥٢ و ص ٩٣ و ٩٤ .
شك در وجود خداوند از هيچ عاقلى شايسته نيست .