ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - ٢ خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش
< شعر > راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنا ميان نامها لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست < / شعر > مولوى آرى ، سخن بازان لفظ پرداز اغلب نمى دانند كه :
< شعر > ما چو خود را در سخن آغشته ايم از حكايتها حكايت گشته ايم < / شعر > مولوى ٤ - چهرهء علمى و قيافهء فلسفى به خود گرفتن كه در اغواى ساده لوحان مخصوصا نوباوگان كاروان معرفت تأثير بسزايى دارد و اين چهره گرفتنها گاهى خود آن جو فروشان گندمنما را هم وادار به باور كردن مى نمايد ، كه واقعا دارند به مردم جامعه گندم مى فروشند < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر > ٥ - اينان مهارت فراوانى در نشان دادن اشراف به حقايق عالم هستى در هر دو قلمرو « چنان كه هست » و « چنان كه بايد » دارند . موقع سخن گفتن و نوشتن چنان ارائه مى دهند كه خدا در آفرينش عالم هستى و مخصوصا انسانها با اين آرايشگران مشورت نموده و مطابق تمايلات آنان دست به كار خلقت زده است براى همين است كه با يك نوع قيمومت و فرمانروايى كه در آشنايى نهايى با ارتباطات چهارگانه [ ١ - ارتباط انسان با خويشتن ٢ - با خدا ، ٣ - با جهان هستى ، ٤ - با همنوع خود ] ، براى خويشتن قائلند و با اين خودفريبىها چه دستورات و فرمانها كه حتى براى صاحبنظران و دانشمندان صادر نمى كنند در اين حال است كه ساده دلان ناآگاه در برابر آن نمايشگران اشراف از قلهء هستى كه در قعر چاه طبيعت ، جز عكس ساختگى خود چيزى را نمى بينند ، خود را باخته ، در شعاع جذابيت آنان ، همانند لوحهء بىاختيار زير دست نقاش چيره دست ، قرار