ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - چشمان ظاهرى از ديدن خدا ناتوانند
غريزهء مربوطه گرفته تا تصور و تصديق هدف و انتخاب وسيله و عزم و تصميم و انتخاب لازم است . طى اين مراحل براى بروز ارادهء خدا كه همان اختيار است لزومى ندارد . صانع لا بجارحه ( او سازنده ايست نه با عضو ) همان گونه كه بشر براى به وجود آوردن تصورات و عدد در ذهن خود ، هيچ نيازى به وسيله و ابزار ندارد . ٦ - لطيف لا يوصف بالخفاء ( او لطيف است نه با صفت پنهانى ) صفت لطافت در خداوند جل شأنه ، تقريبا مرادف نفوذ علم و قدرت و جاذبيت او بر همه اشياء است نه اين كه مانند آب به طور لطيف در ميوهها و درخت و شاخهها و شكوفههاى آن وجود مخفى داشته باشد ، زيرا بديهى است كه اين گونه وجود مورد احاطه از طرف آن واقعيات جسمانى است كه موجب تجزيه و محدوديت خداوند مى باشد . ٦ - كبير لا يوصف بالجفاء ( او بزرگست نه جفاكار ) مفهومى كه از كلمه بزرگ در عالم طبيعت و انسان به ذهن تبادر مى كند ، معمولا قدرت و قاهريت و همواره تعدى و تجاوز را در بردارد . لذا امير المؤمنين عليه السلام تذكر مى دهد كه بزرگى خداوند به آن معناى معمولى نيست ، بلكه بزرگى به معناى دارا بودن همهء صفات جماليه و جلاليه است كه ( كمال مطلق ) جامع همه آنها است . ٧ - بصير لا يوصف بالحاسّة ( او بينا است نه به وسيله حسّ بينايى ) زيرا در ديدن با چشم ، احتياج بيننده به وسيله اى محدود و محدود كننده و قابل دگرگونى ضرورى است [ و خدا بىنياز مطلق است ] ٨ - رحيم لا يوصف بالرّقّة ( خداوندى رحيم كه با دلسوزى توصيف نمى شود ) اولا رقت و سوزش دل پديده ايست كه با به وجود آمدن عامل آن در يك عضو مادى بدن بروز مى كند و پس از برطرف شدن عامل آن از بين مى رود .
خداوند سبحان برتر از جسم و جسمانيات و تأثرات دگرگون كننده مى باشد . ثانيا - اين گونه تأثرات براى اطلاع رسانى به جانهاى آدميان در دردها و ناگوارىها است كه احتياج به وسايل انتقال دارد ، و بديهى است كه علم خداوند متعال فراگير همهء واقعيات است بدون استثناء . ٩ - تعنو الوجوه لعظمته و تجب القلوب من مخافته ( سرها در برابر عظمتش