ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - هر چه مى انديشم ، جهت رويگرداندن شما را از خدا و روى آوردنتان به غير خدا را دريابم ، علت موجهى براى آن نمى بينم
شده است كه شما را از خدا گريزان و به سوى غير خدا راغب مى بينم گويى آن چهارپايانيد كه شبان آنها ، شبانگاه آنها را به چراگاهى آلوده به وبا و آبشخورى دردخيز ببرد . . . ) هر چه مى انديشم ، جهت رويگرداندن شما را از خدا و روى آوردنتان به غير خدا را دريابم ، علت موجهى براى آن نمى بينم .
آيا از عقل و قلب حقيقت ياب محروميد آيا جهان هستى آموزندگى خود را از دست داده است آيا آيات خداوندى در جهان درونى و برونى از بين رفتهاند آيا رهبر و زمامدار شما منحرف شده است آيا پاسخ حقيقى مسائل زندگى شما را كه حقيقت من شما چيست ، از كجا آمدهايد ، به كجا آمدهايد ، در اين جا با كيستيد ، براى چه به اين دنيا آمدهايد و به كجا مى رويد ، خودخواهىهاى شما ، اموال شما ، خودكامگىهاى شما مى دهد شما با كمال آگاهى پاسخ همهء اين مسائل را مى دانيد .
شما اراده نداريد ، شما نعمت عظماى احساس تكليف را كه اراده و تصميم و اقدام به دنبال آن مى آيد ، براى هوى پرستى خود از دست دادهايد . مى دانيد مثل شما چيست مثل شما مانند آن چهارپايان است كه شبان آنها ، شبانگاه آنها را به چراگاهى آلوده به وبا و چشمه سارى دردخيز برده و در آن جا رها كرده باشد . هر علفى كه بخورند و هر آبى كه بياشامند ، آنها را بيمار يا بيمارگونه مى سازد . آن چهارپايان با تمامى غفلت از آن علفها سير و از آن آبها سيراب مى گردند ، بدون اين كه بدانند مقصود اصلى فربه شدن آنها براى ذبح است اگر از مهلكهء آن چراگاه آلوده به وبا و چشمه سار دردخيز جان سالم به در ببرند . آن چهارپايان نادان اگر روزى خوش ببينند ، گمان مى كنند تمام روزگار عمر را با آن خوشى بسر خواهند برد آن گاه امير المؤمنين ( ع ) به اطلاع كامل خود از همهء سرنوشت آن مردم اشاره فرموده ، سپس علت سكوت خود را ، بيم از اشتباه مردم