ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - مسئلهء يكم
تحقيق در بارهء علم و معرفت در مباحث مختلف اين مجلدات تا حدودى انجام گرفته است . مطالعه كنندگان ارجمند مى توانند با مراجعه به فهرست مجلدات ، آنها را مورد بررسى قرار دهند .
در اين مبحث چند مسئلهء مهم را پيرامون حكَّام و زمامداران برازنده ارائه مى نماييم :
مسئلهء يكم - معناى اين كه امير المؤمنين ( ع ) مى فرمايد « نيرومندترين مردم » ، بدون كشف معناى حقيقى قدرت ، قابل فهم نيست . براى فهم معناى حقيقى قدرت ، نخست يك اعتراف صريح به شرمندگى بشر آگاه در طول تاريخ به جهت جهل او در بارهء معناى قدرت ، ضرورى است ، زيرا اگر ما قدرت را به همان مفهوم عامل دگرگونىهاى طبيعى و قراردادى به وسيلهء نيروهاى طبيعى يا مردم قدرتمند بگيريم [ چنان كه اكثريت قريب به اتفاق مردم جوامع در همهء دورانها چنين تصور مى كنند ] نه تنها ما به مفهوم قدرت حقيقى پشت پا زده و به بشريت خيانت كردهايم ، بلكه يكى از اساسىترين عوامل به وجود آمدن قدرتهاى طبيعى و قراردادى را كه تقيد به ارزشها و تعديل خودخواهىها است ، نابود مى سازيم . اين يك فكر نابخردانه است كه با حذف مفهوم نيرومندى از كسانى كه توانايى مالكيت بر خود را داشته و فداكارىها كرده و از اين راه خدمات شايانى به نوع بشريت نمودهاند چنين انسانهاى بزرگ و سازنده را نه تنها نيرومند ندانيم ، بلكه بدانجهت كه از لذايذ و كاميابىهاى خودخواهانه براى خدمت به مردم و سازندگى خويشتن چشم پوشيدهاند ، عاجز و زبون و بدبخت هم تلقى كنيم . چه خيانتى براى بشريت تباه كننده تر از اين كه نيروى اميد انسانها را به زندگى كه آنان را از خودكشى باز مى دارد ، و عظمت حيات را به جهت وابستگى به خداوند بزرگ براى آنان قابل درك مى سازد ، ناديده بگيرد و مردم را در پوچى غوطه ور بسازد . شگفتتر از اين نابخردىها اين كه هنوز كتابهايى در تفسير نيرو ، از ديدگاههاى نويسندگانى از انسان بىخبر ، مانند نيچه و ماكياولى و امثال اينان [ نه به عنوان يك عده نظريات كهنه در بارهء